منشورات جديد مركز
منشورات جديد مركز
فراخوانی مقاله و اولویت های پژوهشی
فراخوانی مقاله و اولویت های پژوهشی
سخن موسس فقید
سخن موسس فقید
احکام و حقوق کودکان در اسلام(1)

(163)

فصل سوم
مستحبات ازدواج يا رعايت حقوق کودک قبل از ولادت و در دوران حمل


(165)

گفتار اوّل: زمينه‌سازي جهت رعايت حقوق کودک قبل از ازدواج

1. طرح مسأله

در روايات وارد شده از ائمه معصومين(عليهم السلام) و عبارات فقها براي ازدواج مستحباتي ذکر شده است، از جمله در بيان شرايط زوجين و وظايفي که هر يک از آن‌ها قبل از انعقاد نطفه و بعد از آن و در زمان بارداري زن تا زمان تولّد کودک دارند به نکات ظريف و دقيقي اشاره شده است. اين امور را نمي‌توان حقوق کودک دانست، زيرا کودک وجود ندارد تا حقوق او محسوب گردد، امّا رعايت آن‌ها در جهت پرورش صحيح کودک و ايجاد زمينه سعادت وي فوق‌العاده مؤثر و بسيار با اهميت است، زيرا امام معصوم(عليه السلام) که مرتبط به عالم غيب مي‌باشد و به اموري آگاهي دارد که انسان‌هاي عادّي نمي‌توانند با عقل و تجربه به آن‌ها آگاهي داشته باشند، رعايت آن‌ها را مايه سعادت مي‌داند. به هر صورت ما گفتار اوّل و دوّم اين فصل را به ذکر اين‌گونه مستحبات که در حقيقت احکام اخلاقي مربوط به ازدواج محسوب مي‌گردند، اختصاص داده‌ايم و با مسامحه آن را «حقوق کودک» مي‌ناميم.

2. بهترين بنيان در اسلام

خانواده محبوب‌ترين بنياد و بنيان اجتماعي است. پدر و مادر بر اساس پيوند ازدواج در کنار هم قرار مي‌گيرند و کانون پُر مهر و محبّت خانواده را تشکيل مي‌دهند و کودک محصول اين پيوند مقدّس خواهد بود.


(166)

از ديدگاه اسلام، حکمت تشريع ازدواج و تأکيد بر آن به عنوان يک سنّت الهي، در پاسخ‌گويي به نياز فطري انسان و انس و محبّت زن و مرد نسبت به يکديگر و هم‌چنين بقاي نسل، نهفته است.

قرآن کريم در اشاره به اين واقعيّت مي‌فرمايد: (وَ مِنْ ءَايَٰتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَٰجاً لِّتَسْكُنُوٓا۟ إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً ۚ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لََآيٰاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ)[1] يکي از آيات و نشانه‌هاي لطف الهي آنست که براي شما از جنس خودتان همسراني بيافريد، تا در کنار او آرامش يافته و با هم انس بگيريد و ميان شما رأفت و رحمت برقرار نمود، همانا در اين امر براي مردم با فکر، ادلّه، علم، و حکمت الهي، آشکار است.

در اين آيه، هدف از ازدواج سکونت و آرامش اعلام شده و با تعبيري پر معني «لِتَسْکُنُوا» مسائل بسياري را بيان مي‌نمايد.

به راستي وجود همسران با ويژگي‌هايي که مورد نظر قرآن است براي انسان‌ها مايه آرامش زندگي است و يکي از مواهب الهي محسوب مي‌شود. اين آرامش از اين‌جا ناشي مي‌شود که اين دو جنس مکمّل يکديگر و مايه شکوفايي و نشاط و پرورش مي‌باشند، به طوري که هر يک بدون ديگري ناقص است و طبيعي است که ميان دو موجود که هر يک مکمّل وجود ديگري مي‌باشند، چنين جاذبه نيرومندي وجود داشته باشد. اين آرامش و سکونت از نظر جسمي و روحي، فردي و اجتماعي است.

مودّت و رحمت که در اين آيه به آن‌ها اشاره شده، موجب بقاي خانواده و هماهنگي و ارتباط بيش‌تر بين زن و مرد مي‌باشد. خداوند که انسان را براي زندگي اجتماعي آفريد، اين پيوند و ربط ضروري را نيز در جان آن‌ها ايجاد نموده است.

مودّت غالباً جنبه متقابل دارد، امّا رحمت يک جانبه و ايثارگرانه است، زيرا بقاي خانواده گاه نيازمند خدمات متقابل است که سرچشمه آن مودّت است و گاه خدمات بدون عوض که با ايثار و رحمت پوشش داده مي‌شود .[2]


--------------------------------------------------

1. سوره روم 30: 21.

2. ر. ک: تفسير نمونه 16: 391 و بعد از آن، الميزان 16: 166.


(167)

آري، ازدواج، فاصله و جدايي زن و مرد را به پيوند تبديل مي‌کند و چنان هماهنگي و علاقه‌ي متقابل بين آن دو برقرار مي‌کند که به منزله يک روح در دو قالب مي‌شوند و در پناه آن از خطرات جنسي و اخلاقي محفوظ مي‌مانند.

به همين جهت است که پيامبر عظيم الشأن اسلام(صلي الله عليه وآله) ازدواج را تشويق و ترغيب و آن‌را سنّت خود معرّفي مي‌نمايد. و فرموده است: «اَلنّکاحُ سُنَّتي فَمَن رَغِبَ عَن سُنَّتي فَلَيسَ مِنِّي»[1] ازدواج سنّت من است و کسي که از اين سنّت روي گردان باشد، از من نيست.

هم‌چنين فرموده است: «خِيَارُ أُمَّتِي الْمُتَأَهِّلُونَ وَ شِرَارُ أُمَّتِي الْعُزَّابُ».[2] بهترين امّت من در بين متأهلين و بدترين آن‌ها در بين عزاب و کساني‌که به اين سنّت الهي پشت پا مي‌زنند، قرار دارند.

در روايت ديگري آمده است: «مَا بُنِيَ بِنَاءٌ فِي الْإِسْلَامِ أَحَبُّ إِلَى اللهِ تَعَالَى مِنَ التَّزْوِيجِ».[3] هيچ بنايي در اسلام بنيان گذاري نشده که در نزد خداوند محبوب‌تر از بنيان ازدواج باشد.

و نيز فرموده‌اند: «مَنْ تَزَوَّجَ أَحْرَزَ نِصْفَ دِينِهِ وَ فِي حَدِيثٍ آخَرَ فَلْيَتَّقِ اللهَ فِي النِّصْفِ الْآخَرِ أَوِ الْبَاقِي».[4] هر کس ازدواج کند نيمي از دين خود را حفظ کرده و بايد در حفظ نيمه ديگر پرهيزکاري نمايد.

کوتاه سخن اين‌که، از ديدگاه اسلام هدف از ازدواج تنها پاسخ‌گويي به غريزه جنسي نيست، دستيابي به آرامش و سکون، وصول به زمينه‌هاي محبّت و مودّت، بقاي نسل و تکامل انساني و ... نيز مدّ نظر است.

3. حقّ داشتن پدر و مادر شايسته

نخستين وظيفه زن و مرد براي صاحب فرزند شدن، رعايت حق کودک در داشتن پدر و مادر شايسته است که در نخستين گام با ازدواج قانوني و شرعي صورت مي‌گيرد و در کانون مقدّس خانواده تجلّي مي‌يابد.


--------------------------------------------------

1. بحارالانوار 100: 220 ح23.

2. همان: 221، ح32.

3. وسائل الشيعة 20: 14 باب 1، من ابواب النکاح، ح4.

4. الکافي 5: 329، ح2.


(168)

تولّد فرزند خارج از اين دايره، اوّلين تعدّي به حقوق کودک است که اسلام از آن نهي کرده است، کودکي که خود را محصول پيوندي بي‌هويّت و غيرمقدّس بداند در آينده دچار اختلال‌هاي عاطفي و رفتاري خواهد شد. بسياري از کودکان بزه‌کار، نابهنجاري عاطفي و رفتاري خود را از اين مسأله به ارث رده‌اند. بنابراين هر کودکي حق دارد خود را متعلّق به نهادي مقدّس و قانوني داند.

از سوي ديگر، خانواده نخستين کانون تربيت کودک و معمار اوّليه شخصيّت اوست. در همين مدرسه تربيتي است که فرزندان به تدريج از رفتار پدر و مادر الگوبرداري مي‌کنند، از اين رو روش اخلاقي والدين در ساختن شخصيّت آينده فرزندان بسيار مؤثر است.

براي رسيدن به اهداف بزرگي که به آن اشاره گرديد، اسلام تشکيل خانواده بر اساس محورهاي ديني و قانوني را محترم و به انجام آن ترغيب و تشويق نموده و در مواردي لازم مي‌داند. ائمه اطهار(عليهم السلام) براي انتخاب همسران بهتر و شايسته دستوراتي صادر و شرايطي بيان نموده‌اند. فقيهان نيز در کتب فقهي به استحباب آن فتوا داده و انجام آن‌را محبوب و پسنديده دانسته‌اند.[1]

رعايت اين شرايط مي‌تواند خانواده را براي زن و مرد با آرامش و مودّت و رحمت همراه سازد و آن‌ها را در جهت تربيت فرزنداني که خود سالم باشند و بتوانند در جهت ساختن جامعه سالم و مدينه فاضله که از دير زمان خواست بشر بوده و هست، ياري دهند. بخشي از اين شرايط در ادامه بيان مي‌شود.

4. زمينه‌هاي رعايت حق کودک قبل از ازدواج

ابتدا لازم است يادآوري گردد، صفاتي که در روايات ذکر شده براي انتخاب زن و مرد هر دو مي‌باشد، هر چند بيش‌تر به عنوان صفات زنان بيان گرديده است.


--------------------------------------------------

1. جامع المقاصد12: 8 مسالک الافهام 7: 9 ـ 10 جواهرالکلام 29: 12 العروة الوثقي مع تعليقات عدة من الفقها 5: 481.


(169)

به تعبيري ديگر، صفات مذکور براي طبيعت انساني که قصد ازدواج دارد بيان شده اعمّ از اين‌که مرد باشد و يا زن، ولي از آن‌جا که عرف و عادت، بلکه طبيعت[1] چنين اقتضا دارد که غالباً مرد، زن را انتخاب مي‌کند و اوست که ابتدا در مورد ازدواج تصميم مي‌گيرد، صفات به عنوان صفات زن مطرح گرديده است. در حالي‌که ازدواج مشترک بين هر دو مي‌باشد و اولاد نيز از زن و مرد است و هر دو مسئوليّت تربيت آن‌را دارند. دليل اين مدّعا رواياتي است که هم کفو بودن زن و مرد را لازم مي‌شمرد. مانند آن‌که از پيغمبر کرم(صلي الله عليه وآله) نقل شده است که فرموده‌اند: «أَنْكِحُوا الْأَكْفَاءَ وَ انْكِحُوا فِيهِمْ وَ اخْتَارُوا لِنُطَفِكُمْ»[2] با کفو (هماهنگي و توافق و تماثل در جسم و جان، روحيّه و اخلاق) خود ازدواج نماييد.

اين احتمال نيز وجود دارد که رعايت بعضي صفات در زنان از اهميّت بيشتري برخوردار باشد، زيرا در جاي خود به اثبات رسيده است که صفات مادر از طريق شير به فرزندان منتقل مي‌شود.

الف: دينداري

نقش و تأثير باورهاي ديني و اخلاقي در ايجاد آرامش در زندگي خانوادگي و تربيت صحيح آنها، قابل انکار نيست. بر اين اساس است که قرآن کريم با صراحت، ازدواج با زنان و مردان مشرک را نهي مي‌کند و ازدواج با آنان را منوط به ايمان آوردنشان مي‌داند. در ضمن يادآور مي‌شود که اگر زيبايي ظاهري يا ثروت و مکنت آنان مايه ‌اعجاب شما گردد، باز هم


--------------------------------------------------

1. «اين‌که از قديم الايام مردان به عنوان خواستگاري نزد زن مي‌رفته‌اند از بزرگ‌ترين عوامل حفظ حيثيت و احترام زن بوده است، طبيعت، مرد را مظهر طلب و عشق آفريده است و زن را مظهر مطلوب بودن و معشوق بودن. طبيعت، زن را گل و مرد را بلبل، زن را شمع و مرد را پروانه قرار داده است. اين يکي از تدابير حکيمانه و شاهکارهاي خلقت است که در غريزه مرد نياز و طلب و در غريزه زن ناز و جلوه قرار داده است و ضعف جسماني زن را در مقابل نيرومندي جسماني مرد با اين وسيله جبران کرده است. خلاف حيثيّت و احترام زن است که به دنبال مرد بدود. براي مرد قابل تحمّل است که از زني خواستگاري کند و جواب ردّ بشنود ... تا بالاخره زني رضايت خود را به همسري با او اعلام کند، امّا براي زن که مي‌خواهد محبوب و معشوق باشد و از قلب مرد سر در آورد تا بر سراسر وجود او حکومت کند قابل تحمّل و موافق غريزه نيست که مردي را به همسري خود دعوت کند و احياناً جواب ردّ بشنود و سراغ مرد ديگري برود». مرتضي مطهري، نظام حقوق زن در اسلام: 38 ـ 39.

2. الکافي 5: 332، ح3، وسائل الشيعة 20: 48 باب 13، من ابواب النکاح، ح3.


(170)

کنيز و برده مؤمن براي ازدواج شايسته‌تر از مرد و زن مشرک مي‌باشد. (وَلَا تَنكِحُوا ٱلْمُشْرِكَاتِ حَتَّيٰ يُؤْمِنَّ ۚ وَلَأَمَةٌ مُّؤْمِنَةٌ خَيْرٌ مِّن مُّشْرِكَةٍ وَلَوْ أَعْجَبَتْكُمْ وَلَا تُنكِحُوا۟ ٱلْمُشْرِكِينَ حَتَّيٰ يُؤْمِنُوا۟ وَلَعَبْدٌ مُّؤْمِنٌ خَيْرٌ مِّن مُّشْرِكٍ)[1] از آن‌جا که ازدواج پايه اصلي تکثير نسل و گسترش جامعه است و محيط تربيتي خانواده در سرنوشت فرزندان بسيار مؤثر مي‌باشد و شرک مايه انواع انحراف‌ها و در حقيت آتش سوزاني است در دنيا و آخرت، از اين رو قرآن اجازه نمي‌دهد که مسلمانان خود را در اين آتش سوزان بيفکنند و تأکيد مي‌کند که بايد بنيان مقدّس ازدواج بر پايه باورهاي ديني و اعتقادات مذهبي بنا گذارده شود.

خداوند در آيه ديگري چنين فرموده است: (ٱلطَّيِّبَٰتُ لِلطَّيِّبِينَ وَٱلطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَٰتِ)[2] زنان پاکيزه و نيکو، لايق مرداني اين‌چنين مي‌باشند و مردان پاک و طيّب از آن زناني اين‌چنين مي‌باشند.

سفارش به ملاک عمل قرار دادن دينداري در انتخاب همسر، از نظر اسلام آن‌قدر با اهميّت است که در اين‌باره روايات در مورد زنان و مردان هر دو وارد شده و به آن‌ها تأکيد مي‌کند تا در وقت ازدواج رعايت گردند.

1. سفارش به ديندار بودن زن

1ـ امام باقر(عليه السلام) نقل مي‌کند، مردي به محضر پيغمبر اکرم(صلي الله عليه وآله) شرفياب شد و در امر ازدواج مشورت کرد، حضرت فرمود: همسري ديندار براي خود انتخاب کن تا بدين وسيله خير و سعادت تو فراهم گردد. «انْكِحْ وَ عَلَيْكَ بِذَاتِ الدِّينِ تَرِبَتْ يَدَاكَ».[3]

2ـ امام صادق(عليه السلام) مي‌فرمايد: اگر مرد همسر خود را فقط با معيار جمال و زيبايي و مال و مکنت انتخاب نمايد، به خود واگذار مي‌شود (معلوم نيست از اين ناحيه خيري به آنان برسد) ولي اگر ملاک انتخاب همسر، دينداري وي باشد، خداوند متعال جمال و مال را هم به آنان خواهد داد. «وَ إِذَا تَزَوَّجَهَا لِدِينِهَا رَزَقَهُ اللهُ الْجَمَالَ وَ الْمَالَ».[4]


--------------------------------------------------

1. سوره بقره 2: 221.

2. سوره نور 24: 26.

3. الکافي 5: 332 ح1، وسائل الشيعة 20: 38 باب 9، من ابواب النکاح، ح2.

4. الکافي 5: 333، ح3.


(171)

3ـ پيغمبر اکرم(صلي الله عليه وآله) مي‌فرمايد: آن‌گاه که خداوند بخواهد خير دنيا و آخرت را براي فردي جمع‌آورد او را از چهار نعمت ذيل برخوردار مي‌سازد، قلبي که نسبت به عظمت خداوند خاشع باشد، زباني که ذکر خدا گويد، جسمي که بر بلا و مصيبت صبر نمايد و زن با ايماني که اگر به او نظر افکند، شادمان گردد و ناموس خود و مال شوهر را در غياب او حفظ نمايد. «وَ زَوْجَةً مُؤْمِنَةً تَسُرُّهُ إِذَا نَظَرَ إِلَيْهَا وَ تَحْفَظُهُ إِذَا غَابَ عَنْهَا فِي نَفْسِهَا وَ مَالِهِ».[1]

در روايت ديگري نيز آمده است، بر شما باد ازدواج با دينداران. «فَعَلَيْكُمْ بِذَاتِ الدِّينِ».[2]

2. سفارش به ديندار بودن مرد

1ـ بشار واسطي مي‌گويد: به امام باقر(عليه السلام) نامه‌اي نوشتم و در مورد ازدواج دخترم و اين‌که شوهر آينده او داراي چه صفاتي باشد، مشورت کردم. آن حضرت در پاسخ من نوشت، اگر جواني از دختر شما خواستگاري کرد، و از اعتقادات ديني و امانتداري وي رضايت داشتيد دخترت را به ازدواج با او ترغيب کن، زيرا دختران اگر شوهر مناسب، آن‌ها را خواستگاري کند و به ازدواج با او رضايت ندهند، اين امر موجب فتنه و فساد بزرگ خواهد شد. «فَكَتَبَ إِلَيَّ مَنْ خَطَبَ إِلَيْكُمْ فَرَضِيتُمْ دِينَهُ وَ أَمَانَتَهُ فَزَوِّجُوهُ إِلَّا تَفْعَلُوهُ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الْأَرْضِ وَ فَسادٌ كَبِيرٌ».[3]

2ـ شبيه اين مضمون در دو روايت ديگر از آن حضرت نقل شده است .[4]

ب: صالح و درست کردار بودن همسر

1ـ امام صادق(عليه السلام) از پيغمبر اکرم(صلي الله عليه وآله) نقل مي‌کند که فرموده است: از سعادت مرد است که زني درست کردار داشته باشد. «مِنْ سَعَادَةِ الْمَرْءِ الزَّوْجَةُ الصَّالِحَةُ»[5]

2ـ از امام رضا(عليه السلام) نقل شده که فرموده است، هيچ فايده‌اي براي بنده خدا بهتر از اين نيست که زني صالح و نيکو رفتار داشته باشد. زني که هرگاه شوهر، او را ببيند مسرور


--------------------------------------------------

1. وسائل الشيعة 20: 40 باب 9، من ابواب النکاح، ح8.

2. همان: 50 باب 14، من ابواب النکاح، ح4.

3. الکافي 5: 347، ح1.

4. همان: ح2 ـ 3.

5. وسائل الشيعة 20: 41 باب 9، من ابواب النکاح، ح12.


(172)

گردد و در غياب شوهر مال وي و ناموس خود را حفظ نمايد. «مَا أَفَادَ عَبْدٌ فَائِدَةً خَيْراً مِنْ زَوْجَةٍ صَالِحَةٍ إِذَا رَآهَا سَرَّتْهُ وَ إِذَا غَابَ عَنْهَا حَفِظَتْهُ فِي نَفْسِهَا وَ مَالِهِ».[1]

به همين مضمون روايت ديگري نيز از پيغمبر اکرم(صلي الله عليه وآله) نقل شده است.[2]

3ـ هم‌چنين امام صادق(عليه السلام) مي‌فرمايد: پنج خصلت است که اگر انسان يکي از آن‌ها را نداشته باشد، در زندگي احساس کمبود مي‌کند، فکر ناراحت است و به خوبي نمي‌توان از آن استفاده کرد، و آن پنج چيز عبارتند از:

سلامتي جسماني، امنيّت، گشايش در روزي، انيس موافق. از ايشان سؤال شد، مقصود از انيس موافق کيست؟ فرمودند: زن صالحِ (نيک رفتار) و فرزند صالح «الزَّوْجَةُ الصَّالِحَةُ وَ الْوَلَدُ الصَّالِحُ».[3]

ج: اصالت خانوادگي

1ـ پيغمبر اکرم(صلي الله عليه وآله) فرموده است: از گياهاني که در لجن‌زار و مزبله مي‌رويد اجتناب کنيد، از ايشان سؤال شد، اين گياهي که بر مزبله مي‌رويد چيست؟ فرمود: زن زيبايي که در خانواده پست و فرومايه که داراي سوء سابقه مي‌باشند، پرورش يابد. «إِيَّاكُمْ وَ خَضْرَاءَ الدِّمَنِ قِيلَ يَا رَسُولَ اللهِ وَ مَا خَضْرَاءُ الدِّمَنِ قَالَ الْمَرْأَةُ الْحَسْنَاءُ فِي مَنْبِتِ السَّوْءِ».[4]

بعضي از فقها فرموده‌اند: «مقصود از اصالت خانوادگي اينست که، پدر و مادر همسر، مسلمان، مؤمن و پرهيزگار باشند».[5]

2ـ هم‌چنين از آن حضرت نقل شده که فرموده‌اند: از خانواده‌هاي با اصل و شايسته همسر برگزينيد، زيرا ريشه‌ها سرايت کننده‌اند. «تَزَوَّجُوا فِي الْحُجْزِ الصَّالِح فَانَّ العِرْقَ دَسَّاسٌ».[6]


--------------------------------------------------

1. همان: 39، ح6.

2. همان: ح4.

3. همان: 51، باب 14، من ابواب النکاح، ح7.

4. الکافي 5: 332، ح5؛ وسائل الشيعة 20: 48 باب 14، من ابواب النکاح، ح4.

5. نهاية المرام، 1: 39.

6. کنز العمّال 16: 296، ح44559.


(173)

3ـ شخصي به نام ابراهيم کرخي مي‌گويد، به امام صادق(عليه السلام) عرض کردم، زنم فوت کرده از شخصي خواستگاري نمودم، او موافقت کرده است وتصميم به ازدواج دارم، حضرت(عليه السلام) فرمود: خوب فکر کن با چه کسي همبستر مي‌شوي و چه کسي را در اموال خود شريک قرار مي‌دهي و بر دين و اسرار دروني خويش مطّلع مي‌سازي؟ اگر نياز به زن داري، دختر باکره‌اي که منتسب به خانواده‌اي که اهل خير و خوش خُلق باشند، انتخاب کن. «انْظُرْ أَيْنَ تَضَعُ نَفْسَكَ وَ مَنْ تُشْرِكُهُ فِي مَالِكَ وَ تُطْلِعُهُ عَلَى دِينِكَ وَ سِرِّكَ فَإِنْ كُنْتَ لَا بُدَّ فَاعِلًا فَبِكْراً تُنْسَبُ إِلَى الْخَيْرِ وَ إِلَى حُسْنِ الْخُلُقِ».[1]

به نظر مي‌رسد عامل وراثت، روشن‌ترين دليل اين توصيه‌ها است، کساني که به آينده فرزندان خويش مي‌انديشند و مي‌خواهند فرزنداني سالم، زيبا، خوش خلق و ديندار داشته باشند، بايد قبل از ازدواج در موضوع اصالت خانوادگي و محيط رشد و نموّ همسر آينده خود دقّت کنند. مرد بايد به هنگام انتخاب همسر دقّت کند که براي نطفه خود چه جايگاهي را انتخاب مي‌کند و سرنوشت فرزند آينده‌اش را به دست چگونه زني مي‌سپارد، زيرا همسري که از خانواده اصيل و نجيب باشد، بهتر مي‌تواند کودکان را تربيت کند. هم‌چنان‌که لازم است زن نيز دقّت نمايد ناموس خود را در اختيار چگونه مردي قرار مي‌دهد و نطفه چه پدري را در رحم خود پذيرا مي‌گردد و آيا اين پدر خواهد توانست حقوق پدري را براي فرزندش ادا نمايد و به شايستگي او را سرپرستي کند.

د: عفّت، پاکدامني و باروري

از جمله صفات پسنديده که در انتخاب همسر به آن تأکيد شده و فقيهان شيعه[2] و اهل سنّت[3] به استحباب آن تأکيد نموده‌اند، اين است که همسر، پاکدامن و عفيف باشد و از آلودگي و عدم عفّت پرهيز داشته باشد و بتواند صاحب فرزند شود. (عقيم و نازا نباشد).


--------------------------------------------------

1. الکافي 5: 323، ح3؛ تهذيب الأحکام 7: 401، ح1601.

2. شرائع الإسلام 2: 267، قواعد الأحکام 3: 5، مسالک الافهام 7: 16.

3. مغني المحتاج 4: 316، روضة الطالبين 6: 14.


(174)

1ـ جابر بن عبدالله انصاري مي‌گويد از پيامبر اکرم(صلي الله عليه وآله) شنيدم که فرمود: بهترين زن‌هاي شما آناني هستند که مي‌توانند بارور شوند، عفيف و پاکدامنند، با نزديکان خود با عزّت زندگي مي‌کنند، در مقابل شوهر خاضع و فروتن باشند، براي شوهر، خود را زيبا قرار مي‌دهند، ولي از ديد غير شوهر، خود را مستور نگه مي‌دارند ... «إِنَّ خَيْرَ نِسَائِكُمُ الْوَلُودُ الْوَدُودُ الْعَفِيفَةُ الْعَزِيزَةُ فِي أَهْلِهَا الذَّلِيلَةُ مَعَ بَعْلِهَا... ».[1]

حکمت سفارش به اين شرط معلوم است، زيرا با فرزند، نسل انسان باقي مي‌ماند. فرزندان، مونس و اميد آينده والدين مي‌باشند و به همين دليل است که حضرت زکريّا(عليه السلام) از خداوند درخواست فرزند مي‌کند تا او را از تنهايي برهاند و عرضه مي‌دارد: (رَبِّ لاَ تَذَرْنِي فَرْداً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْوَارِثِينَ)[2] پروردگارا مرا تنها و بي وارث مگذار و تويي بهترين وارث.

2ـ هم‌چنين از آن حضرت(صلي الله عليه وآله) نقل شده که خطاب به ابن عباس فرموده است: «يَا ابْنَ عباس بَيْتٌ لاَ صِبيْانَ فِيهِ لاَ بَرَکَةَ فِيهِ».[3] خانه‌اي که در آن کودکي نباشد، خير و برکت ندارد. و نيز فرموده است: فرزند صالح گلي از گلهاي بهشت است. «الْوَلَدُ الصَّالِحُ رَيْحَانَةٌ مِنْ رَيَاحِينِ الْجَنَّةِ».[4]

هـ: زيبايي و سلامتي جسمي

هر چند عدم سلامت جسم و روان، موجب تحريم ازدواج نيست، ولي با توجّه به توصيه‌هايي که از سوي ائمه ‌اطهار(عليهم السلام) نسبت به اين موضوع در انتخاب همسر شده است، مي‌توان آن‌را از جمله عوامل مؤثر در امر ازدواج و سرنوشت فرزندان دانست.

به همين جهت است که براي شناخت سلامتي و تندرستي، اسلام به زن و مرد اجازه مي‌دهد که قبل از ازدواج همديگر را ببينند.[5] در روايات بسياري توصيه شده است که با


--------------------------------------------------

1. الکافي 5: 324، ح1؛ وسائل الشيعة 20: 28، باب 6، من ابواب النکاح، ح2.

2. سوره انبياء 21: 89.

3. کنز العمّال 16: 281 ح44471.

4. مستدرک الوسائل 15: 113، باب2، من ابواب احکام الاولاد، ح1؛ وسائل الشيعة 21: 358 باب 2، من ابواب احکام الاولاد، ح2.

5. الروضة البهيّة 5: 97، تحرير الوسيلة 2: 245، مسأله 28.


(175)

کساني ازدواج کنيد که از لحاظ بدني نيرومند، چهارشانه و قوي باشند. رعايت اين امور در سلامتي فرزندان و شکل ظاهري، تأثير غير قابل انکار دارد. در ذيل به بعضي از رواياتي که در اين زمينه صادر شده، اشاره مي‌گردد:

1ـ از حضرت اميرالمؤمنين(عليه السلام) نقل شده که فرموده‌اند: با دختراني ازدواج کنيد که از نظر چهره متوسط بين سفيد پوست و سياه پوست، هيکل قوي، چشم مشکي و گشاده، و قد او نيز متوسط بين طويل و قصير باشد، و به طور کلّي از نظر جسماني، سالم و از نظر قيافه و شکل ظاهري زيبا باشد. قال: «تَزَوَّجُوا سَمْرَاءَ عَيْنَاءَ عَجْزَاءَ مَرْبُوعَةً... ».[1]

2ـ از امام رضا(عليه السلام) نقل شده که فرموده‌اند: از سعادت مرد است که با زن سفيد چهره ازدواج کند و نقاب از روي او بر دارد. «مِنْ سَعَادَةِ الرَّجُلِ أَنْ يَكْشِفَ الثَّوْبَ عَنِ امْرَأَةٍ بَيْضَاءَ».[2[1]]

3ـ در روايتي امام صادق(عليه السلام) مي‌فرمايد: زن زيبا بلغم[3] را از بين مي‌برد. «الْمَرْأَةُ الْجَمِيلَةُ تَقْطَعُ الْبَلْغَمَ».[4]

4ـ هم‌چنين بر طبق حديث ديگري فرموده است: آن‌گاه که خواستيد با فردي ازدواج کنيد از موهاي او نيز سؤال کنيد، همان‌گونه که از صورت ظاهري او سؤال مي‌کنيد. زيرا مو، يکي از دو زيبايي است. «إِذَا أَرَادَ أَحَدُكُمْ أَنْ يَتَزَوَّجَ فَلْيَسْأَلْ عَنْ شَعْرِهَا كَمَا يَسْأَلُ عَنْ وَجْهِهَا فَإِنَّ الشَّعْرَ أَحَدُ الْجَمَالَيْنِ».[5]

ناگفته نماند هر چند بايد جمال و زيبايي ظاهري همسر در وقت ازدواج مورد توجّه قرار گيرد و اين امر براي دختر و پسر با اهميّت است، ولي همان‌گونه که در ذيل عناوين قبل توضيح داده شد، نبايد تنها به اين جنبه بسنده شود و ابعاد ديگر نيز نبايد مورد غفلت قرار گيرد. در روايت صحيح، هشام بن حکم از امام صادق(عليه السلام) نقل مي‌کند که فرمود: اگر


--------------------------------------------------

1. وسائل الشيعة 20: 56 باب 18، من ابواب مقدمات النکاح، ح1.

2. همان: 58 باب 20، من ابواب مقدمات النکاح، ح1.

3. مقصود از بلغم، اخلاط جسد است. اين کلمه اشاره به يکي از طبايع چهارگانه جسم است که بر اساس طبّ قديم از آن بحث مي‌شود. لسان العرب 1: 247.

4. المقنع: 306، وسائل الشيعة 20: 59 باب 21، من ابواب مقدمات النکاح، ح1.

5. وسائل الشيعة 20: 59 باب 21، من ابواب النکاح، ح3.


(176)

مرد به خاطر جمال و مال دختري، اقدام به ازدواج با او نمايد به خودش واگذار مي‌شود (نه مالي به دست مي‌آورد و نه جمال و زيبايي باقي مي‌ماند) ولي اگر در ازدواج جنبه دينداري همسر مورد توجّه قرار گيرد، خداوند زيبايي و مال را نيز عطا مي‌فرمايد.[1]

و: سلامتي روحي و توافق اخلاقي

در روايات بر سلامتي رواني همسر تأکيد فراوان شده و به دختر و پسر توصيه شده است در وقت ازدواج علاوه بر مورد توجّه قرار دادن ظاهر و جسم، به صفات روحي نيز دقّت کنند. شيخ کليني در کتاب شريف کافي، بابي را با عنوان بهترين زن‌ها آورده و در آن رواياتي جمع‌آوري نموده است. در اين روايات از صفاتي سخن به ميان آمده و به آن سفارش شده که اگر همسر آن‌ها را دارا باشد، دليل بر سلامت روحي اوست و زمينه را براي توافق اخلاقي زوجين و آرامش خانواده فراهم مي‌نمايد، مانند:

1ـ پيغمبر اکرم(صلي الله عليه وآله) مي‌فرمايد: بهترين زنهاي شما، آنهايي هستند که پاکيزه غذا طبخ کنند، بوي پاکيزه از آن‌ها استشمام شود، اگر مالي را انفاق کند در راه خير و معروف باشد، و اگر سکوت کند سکوتش پسنديده و مناسب است، چنين زني کردارش مورد رضايت خدا و کارگزار اوست و کسي که کارگزار خدا و به فرمان اوست، نااميد و محروم نمي‌گردد. «خَيْرُ نِسَائِكُمُ الطَّيِّبَةُ الطَّعَامِ، الطَّيِّبَةُ الرِّيحِ، الَّتِي إِنْ أَنْفَقَتْ أَنْفَقَتْ بِمَعْرُوفٍ، وَ إِنْ أَمْسَكَتْ أَمْسَكَتْ بِمَعْرُوفٍ، فَتِلْكَ عَامِلٌ مِنْ عُمَّالِ اللهِ وَ عَامِلُ اللهِ لاَ يَخِيبُ».[2] همين مضمون از امام صادق(عليه السلام) نيز روايت شده است.[3]

بوي پاکيزه در اين روايت هر چند ظهور در بوي گل و گلاب و رياحين دارد، در کنار طبخ غذا قرار گرفتن نيز قرينه بر اراده همين معني است، ولي حمل آن بر اخلاق نيک نيز بعيد به نظر نمي‌رسد، چرا که اخلاق نيک نيز فضاي خانواده را معطّر مي‌کند و موجب سکون و آرامش مي‌گردد و در روحيّه و تربيت فرزندان، تأثير فزاينده دارد. جمله‌هاي بعد


--------------------------------------------------

1. همان: 20: 49 باب 14، من ابواب النکاح، ح1.

2. الکافي 5: 325، ح7.

3. همان: ح6.


(177)

هم قرينه براي معني اخير است. سکوت بجا و مناسب، عبارت ديگري از اخلاق، صبر و متانت و فهم برخورد در خانواده مي‌باشد.

2ـ امام صادق(عليه السلام) از پيغمبر اکرم(صلي الله عليه وآله) نقل مي‌کند که فرموده است: براي مرد مسلمان، بعد از اسلام هيچ فايده‌اي بيش‌تر از اين نيست که داراي زن مسلماني باشد، با اين ويژگي‌ها، که چون به او نظر افکند مسرور گردد، اوامر شوهر را اطاعت کند، در غياب شوهر ناموس خود را حفظ نمايد. «مَا اسْتَفَادَ امْرُؤٌ مُسْلِمٌ فَائِدَةً بَعْدَ الْإِسْلَامِ أَفْضَلَ مِنْ زَوْجَةٍ مُسْلِمَةٍ تَسُرُّهُ إِذَا نَظَرَ إِلَيْهَا وَ تُطِيعُهُ إِذَا أَمَرَهَا وَ تَحْفَظُهُ إِذَا غَابَ عَنْهَا فِي نَفْسِهَا وَ مَالِهِ».[1]

بي‌ترديد لازمه اطاعت از شوهر و حفظ عفاف و دامن در غياب وي، توافق اخلاقي و پاکي و قداست معنوي است.

ز: آشنا به وظايف

مستحب است همسر آشنا به تکاليف و وظايف خويش باشد. در روايتي امام صادق(عليه السلام) از پيغمبر اکرم(عليه السلام) نقل مي‌کند که فرموده است: با زناني ازدواج کنيد که تيزبين و از فهم بالا برخوردارند و نسبت به وظايف همسرداري آشنايند.

ازدواج با چنين زن‌هايي، مايه برکت و خوشبختي است. «تَزَوَّجُوا الزُّرْقَ[2] فَإِنَّ فِيهِنَّ الْيُمْنَ».[3] در روايت ديگري آمده است، ازدواج با چنين زن‌هايي داراي برکت است. «فَإِنَّ فِيهِنَّ الْبَرَكَةَ».[4]

5. ازدواج مکروه

آنچه تاکنون ذکر شد، صفاتي است که فقها رعايت آن‌را در ازدواج مستحبّ دانسته‌اند، در مقابل بعضي از صفات است که اگر زوجين يا يکي از آن‌ها، دارا باشند ازدواج، مکروه و مورد نکوهش شمرده شده است. برخي از اين صفات در ذيل بيان مي‌گردد:


--------------------------------------------------

1. الکافي 5: 327، ح1.

2. زُرق بضم زاء و فتح راء مشدد، به معني تيزبين و فهم بالاست. المنجد 1: 661.

3. الکافي 5: 335 ح6.

4. من لا يحضرة الفقيه 3: 378 ح4361.


(178)

الف: بد اخلاقي

اخلاق نيکو اساس پرورش نسل سالم است و اين امر چه در دوران جنين و شيرخوارگي و چه در دوران تربيت کودک و چه در ايجاد فضاي مناسب، براي رشد تمامي اعضاي خانواده تأثير قابل ملاحظه‌اي دارد.

ازدواج با فرد بد اخلاق چه زن و چه مرد زندگي را تلخ و فرزندان آن خانواده را دچار آسيب‌هاي رواني و جسماني مي‌کند. اين امر در روايات مورد تأکيد فراوان قرار گرفته است. مانند:

1ـ فردي به نام بشار مي‌گويد، در نامه‌اي از امام رضا(عليه السلام) سؤال کردم، فاميلي دارم که به خواستگاري دخترم آمده ولي اخلاقش بد است، امام فرمودند: اگر بد اخلاق است دخترت را به ازدواج او در نياور.

«كَتَبْتُ إِلَي أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا(عليه السلام) أَنَّ لِي قَرَابَةً قَدْ خَطَبَ إِلَيَّ وَ فِي خُلُقِهِ شَيْ‏ءٌ فَقَالَ لَا تُزَوِّجْهُ إِنْ كَانَ سَيِّئَ الْخُلُقِ».[1]

2ـ هم‌چنين مفهوم روايتي که پيش‌تر از رسول اکرم(صلي الله عليه وآله) نقل گرديد بر اين معني دلالت دارد. آن حضرت فرموده است: اگر فردي که داراي اخلاق پسنديده و مورد رضايت شماست، از دختر و يا ديگر بستگان شما خواستگاري نمود، با ازدواج او موافقت کنيد. «إِذَا جَاءَكُمْ مَنْ تَرْضَوْنَ خُلُقَهُ وَ دِينَهُ فَزَوِّجُوهُ».[2] مفهوم روايت چنين مي‌شود، اگر اخلاق مرد ناپسند ومورد رضايت نبود، سزاوار نيست زن به عقد او در آيد.

ب: فسق و گناه

بسياري از فقيهان بر اين باورند که ازدواج زن پرهيزکار با مرد فاسق و گناهکار مکروه است،[3] زيرا زن، روش و آداب زندگي را از مرد مي‌آموزد، مفهوم روايتي که در


--------------------------------------------------

1. الکافي 5: 563، ح30، وسائل الشيعة 20: 81، باب 30، من ابواب مقدمات النکاح، ح1.

2. وسائل الشيعة 20: 76 باب 28، من ابواب مقدمات النکاح، ح1.

3. شرائع الاسلام 2: 300، قواعد الاحکام 2: 15، مسالک الافهام 7: 412، جامع المقاصد 12: 140، العروة الوثقي 2: 799.


(179)

ذيل عنوان قبل از پيغمبر اکرم(صلي الله عليه وآله) نقل گرديد، بر اين معني دلالت دارد. از آن روايت استفاده مي‌شود اگر دينِ مرد مورد رضايت نبود با او ازدواج نکنيد و فاسق چنين است.[1] زيرا بايد از فاسق دوري گزيد و نبايد مورد احترام قرار بگيرد در حالي که ازدواج نوعي اکرام، مودّت و محبّت است. و نيز ازدواج با فاسق ايمن از اضرار به زن نيست دست‌کم احتمال آن وجود دارد. به علاوه اين احتمال وجود دارد که زن نيک‌کردار، به فسق و گناه و تبهکاري روي آورد و به آن متمايل شود.[2]

در مقابل، برخي از فقها از استدلال‌هايي که ذکر شد جواب داده و معتقدند تمام گناهان موجب کراهت تزويج نمي‌گردد،[3] بلکه ازدواج با بعضي از گناهکاران مانند: شراب‌خوار، زناکار، قاتل و مرتکب گناهاني از اين قبيل، مکروه است.

ج: شراب‌خوار

1ـ پيغمبر اکرم(صلي الله عليه وآله) مي‌فرمايد: کسي که شرب خمر نمايد ـ بعد از آن‌که خداوند آن‌را به زبان من حرام نموده است ـ شايسته نيست به او زن داده شود. «مَنْ شَرِبَ الْخَمْرَ بَعْدَ مَا حَرَّمَهَا اللهُ عَلَى لِسَانِي فَلَيْسَ بِأَهْلٍ أَنْ يُزَوَّجَ إِذَا خَطَبَ».[4]

2ـ امام صادق(عليه السلام) نيز مي‌فرمايد: کسي که دختر معصوم و مؤمن خود را به ازدواج شراب‌خوار درآورد، در حقيقت قطع رحم نموده است و او را از خود دور ساخته است. «مَنْ زَوَّجَ كَرِيمَتَهُ مِنْ شَارِبِ الْخَمْرِ فَقَدْ قَطَعَ رَحِمَهَا».[5]

د: ولد الزنا

در روايتي از امام صادق(عليه السلام) سؤال شده است که آيا مي‌توان با ولد الزنا ازدواج کرد؟ حضرت فرمود: منعي ندارد ليکن مکروه است، زيرا مردم ازدواج با او را زشت و نازيبا


--------------------------------------------------

1. کشف اللثام 7: 93، رياض المسائل 11: 299.

2. کشف اللثام 7: 93.

3. جواهر الکلام 30: 114 ـ 115، ‌جامع المدارک 4: 276 ـ 277.

4. الکافي 5: 348، ح3، تهذيب الاحکام 7: 357 ح1589.

5. الکافي 5: 347، ح1، وسائل الشيعة 20: 79 باب 29، من ابواب مقدمات النکاح، ح1.


(180)

مي‌دانند و اين زشتي به فرزند وي نيز سرايت خواهدکرد. «قَالَ لَا بَأْسَ إِنَّمَا يُكْرَهُ ذَلِكَ مَخَافَةَ الْعَارِ وَ إِنَّمَا الْوَلَدُ لِلصُّلْبِ».[1] شبيه اين عبارت در روايات[2] ديگري نيز آمده است.

هـ: مشهور به زنا

فقيهان ازدواج با زناني که به زنا و ارتباط غير مشروع مشهور مي‌باشند را قبل از توبه و پشيماني از عمل ناپسند خود، مکروه دانسته‌اند.[3] زيرا در روايات از آن نهي شده است. از امام صادق(عليه السلام) در مورد آية شريفه (ٱلزَّانِى لَا يَنكِحُ إِلَّا زَانِيَةً أَوْ مُشْرِكَةًۭ وَٱلزَّانِيَةُ لَا يَنكِحُهَآ إِلَّا زَانٍ أَوْ مُشْرِكٌ)[4] سؤال شد؟ حضرت فرمودند: مقصود زنان و مرداني است که به زنا مشهور مي‌باشند. و در ادامه فرمود: کسي که حدّ زنا بر او جاري شده و يا متهم به زنا است، ازدواج با او سزاوار نيست، مگر اين‌که توبه کرده باشد. «قَالَ هُنَّ نِسَاءٌ مَشْهُورَاتٌ بِالزِّنَا وَ رِجَالٌ مَشْهُورُونَ بِالزِّنَا شُهِرُوا وَ عُرِفُوا بِهِ وَ النَّاسُ الْيَوْمَ بِذَلِكَ الْمَنْزِلِ فَمَنْ أُقِيمَ عَلَيْهِ حَدُّ الزِّنَا أَوْ مُتَّهَمٌ بِالزِّنَا لَمْ يَنْبَغِ لِأَحَدٍ أَنْ يُنَاكِحَهُ حَتَّى يَعْرِفَ مِنْهُ التَّوْبَةَ».[5] اين مضمون در روايات ديگري[6] نيز آمده است.

لازم به يادآوري است، اين حکم شامل دختران و پسراني که به صورت نامشروع با يکديگر ارتباط جنسي دارند نيز مي‌گردد. به‌ويژه اين‌که در روايت، متهم به زنا ذکر شده است.

و: ديوانه

در روايت صحيح از امام باقر(عليه السلام) سؤال شده است که آيا مرد مسلمان مي‌تواند با زن زيبايي که ديوانه است ازدواج نمايد؟ حضرت فرمود: نمي‌تواند. «عَنِ الرَّجُلِ الْمُسْلِمِ تُعْجِبُهُ الْمَرْأَةُ الْحَسْنَاءُ أَ يَصْلُحُ لَهُ أَنْ يَتَزَوَّجَهَا وَ هِيَ مَجْنُونَةٌ قَالَ: لَا».[7] البته نهي در اين روايت حمل بر کراهت شده است.[8]


--------------------------------------------------

1. وسائل الشيعة 20: 443 باب 14، من ابواب ما يحرم بالمصاهرة، ح8.

2. همان: ح1و5.

3. ر. ک: مسالک الافهام 7: 341 و 425، العروة الوثقي 2: 799، تفصيل الشريعة (کتاب النکاح): 12.

4. سوره نور 24: 3.

5. الکافي 5: 354، ح1، تهذيب الاحکام 7: 406 ح1625.

6. وسائل الشيعة 20: 438 باب 13، من ابواب ما يحرم بالمصاهرة، ح1 ـ 2 ـ 3 ـ 4 ـ 5.

7. همان 20: 85 باب 34، من ابواب مقدّمات النکاح، ح1.

8. الحدائق الناضرة 24: 110، العروة الوثقي 2: 799، مستمسک العروة الوثقي 14: 8.


(181)

ز: احمق و کودن

امام صادق(عليه السلام) از اميرالمؤمنين علي(عليه السلام) نقل مي‌کند که فرموده است: از ازدواج با زن احمق (کودن) اجتناب کنيد، زيرا مصاحبت با چنين زني بلا است و فرزندانش نيز ضايع خواهند شد. «إِيَّاكُمْ وَ تَزْوِيجَ الْحَمْقَاءِ فَإِنَّ صُحْبَتَهَا بَلَاءٌ وَ وُلْدَهَا ضِيَاعٌ».[1]

ح: عقيم

امام رضا(عليه السلام) از پيغمبر اکرم(صلي الله عليه وآله) نقل مي‌کند که آن حضرت خطاب به مردي فرموده است: با زن سياه چهره‌اي که مي‌تواند صاحب فرزند شود ازدواج کن، ولي با زن زيبايي که عقيم و نازا است، ازدواج مکن، زيرا من به امّت خود در روز قيامت در مقابل ديگر امّت‌ها مباهات خواهم نمود. «تَزَوَّجْهَا سَوْداءَ وَلُوداً وَلا تَزَوَّجْهَا جَمِيلَةً حَسْنَاءَ عَاقِراً فَإِنِّي مُبَاهٍ بِكُمُ الْأُمَمَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ».[2]

6. نتيجه‌گيري از مباحث گذشته

چنان‌که ملاحظه مي‌شود در روايت‌ها و توصيه‌هايي که ذکر شد، نتيجه امر ازدواج که تولّد فرزند مي‌باشد مورد توجّه قرار گرفته و براي برخورداري فرزند از سلامت جسم و روان و اين‌که تربيت او در آينده دچار اشکال نگردد، اين توصيه‌ها به عمل آمده است.

به تعبيري ديگر، از ديدگاه اسلام، نگاه تک هدفي به ازدواج قابل قبول نيست، بلکه مجموعه اهدافي مانند آسايش و آرامش، ارضاي غريزه جنسي، مشارکت در حيات مادّي و معنوي، بقاي نسل و تربيت فرزندان را تعقيب مي‌نمايد که شايد مهم‌ترين آن‌ها دو هدف اخير است.

قرآن کريم در آيه‌اي از همسر به عنوان کشت‌زار ياد کرده است و مي‌فرمايد: (نِسَآؤُكُمْ حَرْثٌۭ لَّكُمْ فَأْتُوا۟ حَرْثَكُمْ أَنَّىٰ شِئْتُمْ)[3] زنان شما کشتزار شما هستند، پس از هر جا و هرگونه که خواهيد به کشت‌زار خود در آييد.

سيّد قطب در تفسير اين آيه مي‌نويسد: آيات قرآن رابطه زوجيّت را با تعابيري گوناگون در آيات مختلف بيان کرده است؛ گاه تعبير «لباس»، گاه عنوان «سکونت و مودّت» و گاه


--------------------------------------------------

1. وسائل الشيعة 20: 84 باب 33، من ابواب مقدمات النکاح، ح1.

2. همان، 54 باب 16، من ابواب مقدمات النکاح، ح2.

3. سوره بقره 2: 223.


(182)

عبارت «حرث» را به‌کار گرفته است. تعبير حرث، نشان دهنده جانبي از علاقه زوجيّت است، يعني توليد مثل و تکثير نسل، و از اين‌جا به ژرف‌نگري اسلام پي مي‌بريم که انسان را با همة ميل‌ها و نيازمندي‌ها پذيرفته است و تنها بخشي از نيازهاي او را منظور نکرده است.[1]

احاديثي نيز اين مطلب را تأييد مي‌کند. امام باقر(عليه السلام) از رسول خدا(صلي الله عليه وآله) نقل نموده که فرموده است: چه مانع مي‌شود مؤمن را، از آن‌که همسري انتخاب کند، شايد خداوند نسلي به وي عطا کند که زمين را با ذکر لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللهُ سنگين نمايد. «مَا يَمْنَعُ الْمُؤْمِنَ أَنْ يَتَّخِذَ أَهْلًا لَعَلَّ اللهَ أَنْ يَرْزُقُهُ نَسَمَةً تُثْقِلُ الْأَرْضَ بِلاَ إِلَهَ إِلاَّ اللهُ»[2]

7. پاسخ به يک پرسش

ممکن است کسي بگويد حق ازدواج براي همه است، زن، مرد، عاقل، ديوانه، سالم و مريض و نمي‌توان جلوي حق مسلّم فرد را به نفع کودکي که هنوز تولّد نيافته است، گرفت؟

در پاسخ بايد گفت: عدم سلامت بدن، و يا ضعف اعتقادات ديني و اخلاقي و ناتواني‌هاي ذهني چنان‌که بيان گرديد از ديدگاه فقهي موجب تحريم ازدواج نيست، ولي خواسته يا ناخواسته در تداوم زندگي مشترک تأثير منفي خواهد داشت.

در مورد ويژگي‌هاي جسماني و ظاهري نيز اصل بر اين است که مرد و زن همديگر را با شرايط موجود بپذيرند و جنبه‌هايي همچون ترحّم، مددکاري و دلسوزي سبب ازدواج نگردد.

نازايي، ناتواني جسمي و جنسي و سال‌خوردگي مانع ازدواج نخواهند بود، به شرط اين‌که طرفين بدان آگاه و راضي باشند و تدليس در ميان نباشد.

هم‌چنين ناتواني‌هاي ذهني و اختلالات رواني و نيز ضعف اعتقادات[3] ديني و اخلاقي، هر چند مانع ازدواج نيستند، ولي ناديده گرفتن اين موارد در حقيقت تن دادن به يک خطر است،


--------------------------------------------------

1. في ظلال القرآن 1: 353.

2. وسائل الشيعة 20: 14 باب 1، من ابواب مقدمات النکاح، ح3.

3. در مورد اعتقادات مذهبي و ديني، فقها مباحثي مطرح نموده‌اند. مانند اين‌که ازدواج زن مؤمنه (شيعه) با مرد غير شيعي مکروه و يا حرام دانسته شده و نيز در مورد ازدواج دائم مرد شيعي با زنان اهل کتاب (يهودي و نصراني)، که تحقيق در اين‌باره خارج از موضوع کتاب است.


(183)

زيرا چنين خانواده‌اي همواره در پرتگاه متلاشي شدن و تباه گرديدن است. امّا اين ادّعا که حق مسلّم ازدواج را به سبب کودکي که هنوز توّلد نيافته است، نمي‌توان ناديده گرفت صحيح نيست. زيرا اين توصيه‌ها از باب پيشگيري و علاج واقعه قبل از وقوع است، و به طور قطع اگر در اين موارد احتياط رعايت نشود، حقوق فرزندان در آينده تضييع خواهد شد. در آن صورت کار هم بر پدران و مادران و هم بر فرزندان مشکل خواهد شد. و چه بسا که والدين به دليل عدم توجّه، در نزد خداوند مؤاخذه شوند.[1]

8. شرايط انعقاد نطفه و تشکيل جنين

در ابتداي اين بحث ذکر دو مطلب لازم به نظر مي‌رسد:

1ـ بي‌شک، اسلام و ديگر اديان الهي در بيان احکام، از اموري خبر داده‌اند که انسان به طور عادي قادر به اطّلاع از آن‌ها نيست و نمي‌تواند با تجربه و تفحّص بدان دست يابد. اين امور از چيزهايي است که در اصطلاح قرآن و روايات، سرّ غيب (پنهان) و يا علم به غيب ناميده شده است. قرآن کريم در اين‌باره مي‌فرمايد: خداوند هيچ‌گاه شما را از اسرار پنهاني آگاه نمي‌کند و علم غيب را در اختيار شما نخواهد گذاشت. ليکن براي اين مقام از پيغمبران خود، هر کس را که بخواهد، بر مي‌گزيند. (وَمَا كَانَ ٱللهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى ٱلْغَيْبِ وَلَٰكِنَّ ٱللهَ يَجْتَبِى مِن رُّسُلِهِۦ مَن يَشَآءُ [2])[3].

علامة طباطبايي(قدّس سرّه) در تفسير اين آيه مي‌نويسد: «علم غيب و اسرار عالم از اموري است که خداوند آگاهي از آن را به خود اختصاص داده است و انسان‌هاي عادي از آن اطّلاعي ندارند، مگر پيامبران الهي که به واسطة وحي از آن مطّلع مي‌شوند».[4]


--------------------------------------------------

1. مجيد وزيري، حقوق متقابل کودک و ولي در اسلام: 75 ـ 76 به نقل از بهرام محمديان، نگاهي ديگر به حقوق فرزندان: 7 و 21، با تغيير و تلخيص.

2. سوره آل عمران 3: 179.

3. آگاهي بر اسرار نهاني (عکس آن‌چه بسياري خيال مي‌کنند) مشکلي را براي مردم حلّ نمي‌کند، بلکه در بسياري از موارد، هرج و مرج و از هم پاشيدن پيوندهاي اجتماعي و خاموش شدن شعله‌هاي اميد و از بين رفتن تلاش و کوشش در ميان توده مردم مي‌گردد. قرآن در اين آيه، پيامبران الهي را از اين حکم استثناء نموده و مي‌گويد خداوند گوشه‌اي از علم غيب بي‌پايان خود و اسرار درون مردم را که شناخت آن براي تکميل رهبري آنها لازم است، در اختيار آنان قرار مي‌دهد. ر. ک: تفسير نمونه 3: 188.

4. تفسير الميزان 4: 79.


(184)

به هر صورت، پيامبر و اوصياي معصومين آن حضرت(عليه السلام) مي‌توانند از غيب و اسرار عالم خلقت خبر دهند و اين‌که بعضي امور در بعضي ديگر تأثير مثبت يا منفي مي‌گذارد. خبر دادن آن‌ها به تأثير بعضي از امور در سعادت و حسن خُلق فرزندان و بعضي ديگر در گناه‌کاري و سوء خُلق آنان و اين‌که ستمگران را ياري خواهند نمود، از جمله اين امورند.

خلاصه اين‌که ائمه معصومين(عليهم السلام) با استفاده از علم غيب، از تأثير بعضي امور در سعادت و شقاوت فرزندان خبر داده‌اند.

2ـ از آن‌جا که کيفيّت انعقاد نطفه و شرايط زماني و مکاني و حالات رواني پدر و مادر بر روي نطفه و در نهايت کودک، آثار و عوارض مثبت يا منفي دارد، از اين رو کيفيّت و شرايط انعقاد نطفه در راستاي حقوق کودک، قابل ملاحظه و دقّت است. از نظر اسلام، تربيت و پرورش فرزندان از پيش از تولّد شروع مي‌شود که انتخاب همسر شايسته و صالح، نخستين گام و مرحله بعد انعقاد نطفه و دوران بارداري است. بدان جهت در متون روايي براي وقت ازدواج و تشکيل خانواده، زمان آميزش و انعقاد نطفه و ديگر امور که در اين خصوص مؤثر مي‌باشد، با عناوين حرام، واجب، مکروه و مستحب، توصيه‌ها و سفارش‌هاي متعدّدي شده است. در ادامه برخي از آن‌ها ذکر مي‌گردد:

الف: کراهت اجراي عقد ازدواج در برخي از زمان‌ها

1ـ فقها فرموده‌اند: واقع ساختن ازدواج در زماني که قمر در برج عقرب[1] است، مکروه است[2]. از امام صادق(عليه السلام)، روايت شده که فرموده است: مردي که در ايّام قمر در عقرب ازدواج نمايد، نيکي نمي‌بيند و يا از آن زن نيکي نمي‌بيند، «لَمْ يَرَ الْحُسْنَى».[3] در روايت ديگري آمده است، آمادة سقط فرزند خود باشد. «فَلْيُسَلِّمْ لِسِقْطِ الْوَلَدِ».[4]


--------------------------------------------------

1. يعني زماني که قمر تحت شعاع خورشيد قرار مي‌گيرد. مستند الشيعة 16: 19.

2. المقنعة: 514، مسالک الافهام 7: 21، کشف اللثام 7: 13.

3. وسائل الشيعة 20: 114 باب 54، من ابواب مقدمات النکاح، ح1.

4. همان: 115، ح3.


(185)

2ـ هم‌چنين ازدواج در ساعاتي که هوا گرم است، مکروه[1] است. امام باقر(عليه السلام) مي‌فرمايد: نمي‌بينم در چنين ازدواجي زن و شوهر با يکديگر توافق داشته باشند و ممکن است از هم جدا شوند، «مَا أَرَاهُمَا يَتَّفِقَانِ فَافْتَرَقَا».[2]

پس از مرحله انتخاب همسر مناسب و شايسته و اجراي عقد ازدواج با روش مذهبي و الهي، زن و شوهر بايد اطمينان يابند که آمادگي لازم براي مسئوليت فرزند آوري و فرزند پروري را دارند و مي‌توانند در جهت مراعات حقوق فرزندان خويش گام بردارند. بعد از حصول چنين اطمينان خاطري است که مي‌توانند اقدام به انعقاد نطفه نمايند. اين آمادگي بايد از نظر جسمي و روحي حاصل شود. در اين مسأله نيز اسلام دستوراتي دارد.

ب: استحباب ذکر خدا و دعا در وقت زناشويي و قبل از آن

اسلام ديني است که هم طبيعت انسان را به سوي کمال هدايت مي‌کند هم فطرت او را، از اين رو دستوراتي که در بردارنده هماهنگي بسيار لطيفي بين طبيعت و فطرت انسان است، را به مسلمانان داده است.

اسلام به منظور پاسخ‌گويي به نياز جنسي و تأمين عفّت و پاکي در جامعه و ايجاد آرامش و سکون و توليد نسل ازدواج را مورد توصيه و تأکيد فراوان قرار داده است.

در ضمن براي اين‌که از همين امر طبيعي، راهي بسوي تکامل انسان بگشايد و او را از خاک، متوجّه آسمان کند، آن را با مفاهيمي چون «بسم الله» و نماز و دعا گره مي‌زند. ذکر مبارک «بسم الله» شعار توحيدي و تعيين‌کننده سَمت و سوي حرکت بنده است. بسم الله، رمز اين مطلب است که خداوند انگيزه و هدف است، نه هوس‌هاي زودگذر و نشان از آن دارد که در اوج لذّت‌هاي دنيوي نيز خدا را فراموش نمي‌کنيم. با توجّه به اين اصل، موارد ذيل براي بهبود روابط زناشويي مورد تأکيد قرار گرفته است:

1ـ امام صادق(عليه السلام) از جدّش اميرالمؤمنين(عليه السلام) نقل مي‌کند که فرموده است: در وقت آميزش بگوييد بسم الله و بالله، آن‌گاه بگوييد: خدايا شيطان را از من و آن‌چه روزي من


--------------------------------------------------

1. مستند الشيعة 16: 19.

2. وسائل الشيعة 20: 93 باب 38، من ابواب مقدمات النکاح، ح1.


(186)

مي‌فرماييد دور گردان. سپس حضرت فرمودند: اگر خداوند فرزندي به آنان عطا فرمود، شيطان به او ضرر نمي‌رساند .[1]

2ـ در روايت ديگري وارد شده، در وقت آميزش چنين دعا بخوانيد، خدايا اگر با آميزش امشب بنا است فرزندي بما عطا فرمايي براي شيطان در او بهره و نصيب قرار مده و او را مؤمن و خالي از مکر و ناپاکي او قرار بده. «اللَّهُمَّ إِنْ قَضَيْتَ مِنِّي فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ خَلِيفَةً فَلا تَجْعَلْ لِلشَّيْطَانِ فِيهِ شِرْكاً وَ لا نَصِيباً وَ لا حَظّاً وَ اجْعَلْهُ مُؤْمِناً مُخْلِصاً».[2]

3ـ مستحب است در وقت آميزش، زن و مرد با وضو و طهارت باشند و در شب زفاف بعد از خواندن دو رکعت نماز و دعا، آميزش انجام شود.[3]

امام باقر(عليه السلام) خطاب به مردي که شب زفاف در پيش داشت، فرمود: آن‌گاه که قصد آميزش داشتي به همسر خويش، دستور بده وضو بگيرد، خود نيز وضو بگير و دو رکعت نماز بخوان و حمد و ثناي الهي انجام بده و بر پيغمبر و آل او درود بفرست، سپس دعا بخوان و از افرادي که حضور دارند درخواست کن آمين بگويند و در دعاي خود چنين بگو، خداوندا، الفت و انس و همدلي و رضايت همسرم را روزي من گردان و مرا به او راضي و خشنود ساز و ميان من و او به نيکوترين وجه ارتباط برقرار کن با بهترين انس و الفت. زيرا تو حلال را دوست مي‌داري و از حرام ناخشنودي. «اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي إِلْفَهَا وَ وُدَّهَا وَ رِضَاهَا وَ أرضِنِي بِهَا وَ أجْمَعْ بَيْنَنَا بِأَحْسَنِ اجْتِمَاعٍ وَ آنَسَ ائْتِلَافٍ فَإِنَّكَ تُحِبُّ الْحَلَالَ وَ تَكْرَهُ الْحَرَامَ».[4]

4ـ بر طبق حديث ديگري، پيغمبر اکرم(صلي الله عليه وآله) خطاب به امير المؤمنين(عليه السلام) فرمود: هنگامي که همسرت حامله است با او آميزش مکن، مگر اين‌که با وضو باشي، در غير اين صورت ممکن است فرزند شما تاريک دل و بخيل گردد.

«فَلَا تُجَامِعْهَا إِلَّا وَ أَنْتَ عَلَى وُضُوءٍ فَإِنَّهُ إِنْ قُضِيَ بَيْنَكُمَا وَلَدٌ يَكُونُ أَعْمَى الْقَلْبِ بَخِيلَ الْيَدِ».[5]


--------------------------------------------------

1. الکافي 5: 503، ح3.

2. همان: ح4.

3. مسالک الافهام 7: 22 ـ 23، الروضة البهية 5: 92، نهاية المرام 1: 43 ـ 44.

4. الکافي 5: 500، ح1.

5. من لا يحضره الفقيه 3: 553 باب نوادر، بخشي از حديث 1712.


(187)

از روايت سوم و روايات ديگري با اين مضمون، استفاده مي‌شود، اسلام آگاهي‌هاي ارزنده و نکات ظريف و دقيقي را در ارتباط با روابط زناشويي زن و مرد ارائه مي‌دهد و هر يک از همسران را توصيه مي‌کند که تأمين رضايت ديگري را بر رضايت خود مقدّم دارد و شرايط را براي کاميابي جسمي و آرامش رواني هم مهيّا سازند، توجّه به اين سفارش‌ها موجب حفظ پاکدامني، انس و الفت و پايبندي به زندگي مي‌گردد. در نظام خانواده اسلامي توصيه شده است که براي ايجاد روابط در بين زوجين بايد آمادگي باشد و از نتيجه آن طرفين راضي باشند، اين آمادگي از ناحيه زن، با زينت و آرايش و نظافت و بهداشت اعلام مي‌شود، هم‌چنان‌که مردان نيز به نرمي و لطافت در برخورد و تحريک و اظهار محبّت سفارش شده‌اند.

اسلام با اين سفارش‌ها مي‌خواهد در وراي اين روابط ظاهري، امتزاج روحي و رواني دو همسر را فراهم کند که هيچ يک از آن‌ها تصوّر نکند ابزار کام‌جويي ديگري قرار گرفته يا مجبور به اين روابط بوده است، اعلام رضايت از هم و بيان اين‌که آرامش و راحتي يکديگر را موجب شده‌اند، تصوّري مطلوب براي مراحل بعدي در ذهن و ضمير ايجاد مي‌کند.[1]

ج: استحباب آميزش در شب‌هاي مخصوص

مستحب است آميزش در شبهاي دوشنبه، سه شنبه، پنج‌شنبه و جمعه و در روز پنج‌شنبه در وقت زوال و روز جمعه بعد از عصر انجام شود.[2]

طبق حديثي رسول اکرم(صلي الله عليه وآله) خطاب به اميرالمؤمنين(عليه السلام) مي‌فرمايد: «اگر آميزش در شب دوشنبه صورت پذيرد و خداوند فرزند عطا فرمايد، حافظ قرآن کريم و راضي به آن‌چه خداوند به او رزق مي‌دهد، خواهد شد. فرزند حاصل از آميزش در شب سه‌شنبه، ضمن داشتن اعتقادات صحيح، افتخار شهادت در راه خدا به او نصيب مي‌گردد، چنين فرزندي در قلب، مهربان، داراي سخاوت و زباني پاک و طاهر مي‌گردد. فرزند حاصل از آميزش در شب پنج‌شنبه، عالم و حاکم خواهد شد و در روز پنج‌شنبه، در وقت زوال، شيطان بر او مسلّط نمي‌گردد و خداوند سلامت در دين و دنيا را به او نصيب خواهد فرمود.


--------------------------------------------------

1. ر. ک: نگاهي ديگر به حقوق فرزندان از ديدگاه اسلام: 28 ـ 29، حقوق متقابل کودک و ولي در اسلام: 81.

2. ر. ک: العروة الوثقي 2: 801، مستمسک العروة الوثقي 14: 11، تفصيل الشريعة (کتاب النکاح): 15.


(188)

و در شب جمعه، خطيب سخنور و استاد سخن مي‌گردد. هم‌چنين فرمود: فرزند حاصل از آميزش در روز جمعه بعد از عصر، از علما و دانشمندان بزرگ و صاحب نام مي‌گردد».[1]

د: مکروهات آميزش

همان‌گونه که در روايات مواردي به عنوان عامل بهبود روابط زناشويي مورد تأکيد قرار گرفته است، از شرايط و حالاتي نيز سخن به ميان آمده که در آن‌ها ارتباط زناشويي ناپسند (مکروه) شمرده شده يا از آن منع گرديده است. به عنوان نمونه:

1ـ آميزش در زمان عصبانيّت و بيماري، وقوع زلزله، خسوف (ماه گرفتگي) و کسوف (خورشيد گرفتگي) امام باقر(عليه السلام) قسم ياد مي‌کند، آميزش در اوقات يادشده که پيامبر(صلي الله عليه وآله) از آن نهي نموده است براي کسي که اين خبر به او برسد، حاصل آن فرزندي خواهد شد که هماهنگ با آن‌چه پدر و مادر دوست مي‌دارند، نيست. «وَ ايْمُ اللهِ لَا يُجَامِعُ أَحَدٌ فِي هَذِهِ الْأَوْقَاتِ الَّتِي نَهَى رَسُولُ اللهِ(صلي الله عليه وآله) عَنْهَا وَ قَدِ انْتَهَى إِلَيْهِ الْخَبَرُ فَيُرْزَقُ وَلَداً فَيَرَى فِي وَلَدِهِ ذَلِكَ مَا لا يُحِبُّ».[2]

2ـ سخن گفتن در وقت آميزش، زيرا حاصل آن فرزندي خواهد شد که در معرض کري است. «لا تَتَكَلَّمْ عِنْدَ الْجِمَاعِ فَإِنَّهُ إِنْ قُضِيَ بَيْنَكُمَا وَلَدٌ لَا يُؤْمَنُ أَنْ يَكُونَ أَخْرَسَ».[3] در روايات ديگري آمده است، سخن گفتن، موجب کري مي‌شود. «فَإِنَّهُ يُورِثُ الْخَرَسَ».[4] البته ذکر خدا استثنا شده است.[5]

3ـ آميزش در شب اوّل، آخر و وسط ماه‌هاي قمري، به استثناي شب اول ماه رمضان. امام صادق(عليه السلام) مي‌فرمايد: آميزش در اين ايّام ممکن است به سقط فرزند منجر شود و اگر تام الخلقه به دنيا آيد، ديوانه گردد. آن‌گاه حضرت فرمود: آيا نمي‌بينيد مرض ديوانگان در اوّل، وسط و آخر ماه، شدّت بيشتري دارد.


--------------------------------------------------

1. من لا يحضره الفقيه 3: 413 باب نوادر، بخشي از حديث 1712.

2. وسائل الشيعة 20: 126 باب 62، من ابواب مقدمات النکاح، ح1 ـ 2.

3. وسائل الشيعة 20: 123 باب 62، من ابواب مقدمات النکاح، ح3.

4. همان 20: 123 باب 60، ح1 ـ 2.

5. نهاية المرام 1: 50، جواهر الکلام 29: 60.


(189)

«فَإِنَّهُ مَنْ فَعَلَ ذَلِكَ فَلْيُسَلِّمْ لِسِقْطِ الْوَلَدِ فَإِنْ تَمَّ أَوْشَكَ أَنْ يَكُونَ مَجْنُوناً أَلَا تَرَى أَنَّ الْمَجْنُونَ أَكْثَرُ مَا يُصْرَعُ فِي أَوَّلِ الشَّهْرِ وَ وَسَطِهِ وَ آخِرِهِ».[1] به همين مضمون از پيغمبر اکرم(صلي الله عليه وآله) نيز روايت شده است.[2] ولي بايد افزود که آميزش در شب اول ماه رمضان مستحب است.[3]

4ـ در محاق هر ماه قمري (دو شب يا سه شب آخر هر ماه که قمر در غروب و صبحگاهان ديده نمي‌شود) امام کاظم(عليه السلام) مي‌فرمايد: آميزش در اين ايّام ممکن است موجب سقط فرزند شود.[4]

در روايت ديگري آمده است، حاصل آميزش در چنين ايّامي، فرزندي مي‌شود که ظالم را ياري مي‌دهد، از مردم به زور پول مي‌گيرد و آن‌ها را به هلاکت مي‌رساند .[5]

5 ـ آميزش بعد از ظهر، زيرا ممکن است فرزند، احول (چپ چشم) گردد.[6]

6ـ در خانه‌اي که فرزندان بيدارند و پدر و مادر و عورتين آن‌ها را مي‌بينند و کلام آن‌ها را مي‌شنوند. پيغمبر اکرم(صلي الله عليه وآله) قسم ياد مي‌کند که با اين روش، فرزندان هرگز رستگار نخواهند شد و اگر بيننده پسر است، زاني واگر دختر است، زانيه مي‌شود.[7]

در روايت ديگري امام باقر(عليه السلام) فرموده است: از آميزش در جايي که فرزندان مي‌بينند و توانايي بيان و توصيف آن‌را دارند، بپرهيزيد، راوي مي‌گويد سؤال کردم، به جهت اين‌که انجام آن زشت است؟ حضرت فرمود: اگر از اين آميزش فرزندي متولّد شود در فسق و فجور و تبهکاري شهرت مي‌يابد. «قَالَ: لا فَإِنَّكَ إِنْ رُزِقْتَ وَلَداً كَانَ شُهْرَةً عَلَماً فِي الْفِسْقِ وَ الْفُجُورِ».[8]

بدين جهت امام سجّاد(عليه السلام) مي‌فرمايد: هرگاه قصد آميزش داشتيد، درب را ببنديد، پرده را بينداز و خدمتگزاران را از خانه بيرون کنيد.[9]


--------------------------------------------------

1. وسائل الشيعة 20: 129 باب 64، من ابواب مقدمات النکاح، ح3.

2. الکافي 5: 499، ح3.

3. وسائل الشيعة 20: 129، باب 64، من ابواب مقدمات النکاح، ح4.

4. همان: 127، باب 63، ح1.

5. همان: باب 62، ح2.

6. همان: 251، باب 149، من ابواب مقدمات النکاح، ح1.

7. همان: 132 باب 67، من ابواب مقدمات النکاح، ح1 ـ 2.

8. همان: 134، باب 67، ح8.

9. همان: 133، ح2.


(190)

دستورات حيات بخش اسلام را مي‌توان با آن‌چه در اجتماع به اصطلاح متمدّن غربي امروز رايج است مقايسه کرد. که متأسفانه خود باختگان و غرب زده‌هاي جامعه آن‌را آزادي و تمدّن مي‌شمرند.

7 ـ آميزش رو به قبله و پشت به قبله.[1]

8 ـ آميزش در غروب آفتاب و طلوع فجر تا طلوع آفتاب.[2]

9ـ تکرار آميزش قبل از غسل. پيامبر اکرم(صلي الله عليه وآله) مي‌فرمايد: ممکن است حاصل چنين آميزشي فرزند مجنون باشد، در اين صورت مرد فقط خودش را سرزنش نمايد. «فَإِنْ فَعَلَ وَ خَرَجَ الْوَلَدُ مَجْنُوناً فَلَا يَلُومَنَّ إِلَّا نَفْسَهُ».[3]

10ـ در حالت برهنگي، هر چند بيننده‌اي نباشد. پيامبر اکرم(صلي الله عليه وآله) مي‌فرمايد: در وقت آميزش، زن و مرد خود را برهنه نکنند، اين روش آميزش دو الاغ است و ملائکه از بين آن‌ها خارج مي‌گردد. «فَلَا يَتَعَرَّيَانِ فِعْلَ الْحِمَارَيْنِ فَإِنَّ الْمَلَائِكَةَ تَخْرُجُ مِنْ بَيْنِهِمَا إِذَا فَعَلَا ذَلِكَ».[4]

در عبارات فقيهان که ظاهراً برگرفته از روايات است، آمده است، حاصل چنين آميزشي فرزندي جلّاد (بي‌رحم) خواهد شد .[5]

11ـ امير المؤمنين(عليه السلام) نقل مي‌کند، پيغمبر اکرم(صلي الله عليه وآله) آميزش در شبي که فرداي آن روز قصد مسافرت داشت را مکروه مي‌دانست و مي‌فرمود: اگر فرزند متولّد شود، پُر سفر مي‌گردد. «إِنْ رُزِقَ وَلَداً كَانَ جَوَّالَةً».[6]

در روايت ديگري نيز آمده است، فرزند حاصل از اين آميزش، اموال خود را در راه غير حق مصرف مي‌نمايد. «يُنْفِقُ مَالَهُ فِي غَيْرِ حَقٍّ».[7]


--------------------------------------------------

1. همان: 137 باب 69، من ابواب مقدمات النکاح، ح1و 3.

2. همان: 139، باب 70، ح2.

3. همان: ح1و3.

4. وسائل الشيعة 20: 120 باب 58، من ابواب مقدمات النکاح، ح3.

5. همان: 268، قواعد الاحکام 3: 6، مستند الشيعة 16: 22.

6. وسائل الشيعة 20: 253، باب 150، من ابواب مقدمات النکاح، ح2 ـ 3.

7. همان: ح1.


(191)

12ـ آميزش در حالي که زن ومرد موهاي خود را با حنا رنگ‌آميزي نموده باشند. زيرا ممکن است فرزند حاصل از آن، مخنّث[1] شود. «إِنْ رُزِقْتَ وَلَداً كَانَ مُخَنَّثاً».[2]

13ـ هرگاه مرد با قصد ريبه و شهوت به زن نامحرم نگاه کند و سپس با زن خود آميزش نمايد. پيغمبر اکرم(صلي الله عليه وآله) فرموده است: فرزند حاصل از چنين آميزشي ممکن است مخنّث يا مؤنث و يا مخبّل (ديوانه) گردد.[3]

14ـ آميزش در حالت ايستاده، زيرا فرزند، به تعبير روايت بوّال مي‌شود، يعني شب ادراري پيدا مي‌کند. هم‌چنين از آميزش در زير درختي که داراي ثمره و ميوه است و در ساعات اوليّه شب و در زير نور خورشيد، بدون آن‌که زن و مرد مستور باشند، مذمّت گرديده است، زيرا چه بسا فرزند، جلّاد، آدم‌کش، جهنّمي يا ساحر مي‌گردد و دنيا را به جاي آخرت برمي‌گزيند.[4]

15ـ آميزش در حالي که مرد به عورت زن نگاه مي‌کند. پيغمبر اکرم(صلي الله عليه وآله) فرمود: ممکن است فرزند چنين آميزشي کور شود. «فَإِنَّ النَّظَرَ إِلَى الْفَرْجِ يُورِثُ الْعَمَى فِي الْوَلَدِ».[5]

هـ: حرمت آميزش در ايّام حيض

براي مرد جايز نيست در ايّام عادت ماهانه و حيض زن، آميزش نمايد و اگر با عمد و علم انجام دهد، فاسق مي‌شود. هم‌چنين بر زن حرام است در مقابل شوهر تمکين نمايد، مگر اين‌که پاک شود. اين حکم، اجماعي و مورد توافق فقها، اعمّ از شيعه[6] و اهل سنّت[7] است. قرآن کريم خطاب به پيامبر اکرم(صلي الله عليه وآله) مي‌فرمايد: (وَيَسْـَٔلُونَكَ عَنِ ٱلْمَحِيضِ ۖ قُلْ هُوَ أَذًۭى فَٱعْتَزِلُوا۟ ٱلنِّسَآءَ فِى ٱلْمَحِيضِ ۖ وَلَا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّىٰ يَطْهُرْنَ)[8]. از تو دربارة خون حيض سؤال مي‌کنند. بگو: زيان‌بار و آلوده است. از اين رو در حالت قاعدگي، از زنان کناره‌گيري کنيد و با آن‌ها آميزش ننماييد، تا پاک شوند.


--------------------------------------------------

1. به مردي که خود را به شکل و حالت زنان در آورد و مانند آنان سخن بگويد و از خود نرمش نشان دهد، مخنّث گويند. مصباح المنير: 183.

2. وسائل الشيعة 20: 125، باب 61، من ابواب مقدمات النکاح، ح3.

3. علل الشرايع 2: 230، باب 289 ح5، الامالي: 662، مجلس 84، ح896.

4. دو منبع قبل و نيز من لا يحضره الفقيه 3: 411 ح1712.

5. وسائل الشيعة 20: 121 باب 59، من ابواب مقدمات النکاح، ح5، تهذيب الاحکام 7: 414، ح1656.

6. النهاية: 26، قواعد الاحکام 1: 216، جواهر الکلام 3: 225.

7. ابن عربي، احکام القرآن 1: 227، ابن قدامة، المغني 1: 314.

8. سوره بقره 2: 222.


(192)

«مَحيض» به معني عادت ماهيانه و «فَاعْتَزِلوُا» به معني اجتناب از آميزش است.[1] بنابراين جملة (فَٱعْتَزِلُوا۟ ٱلنِّسَآءَ فِى ٱلْمَحِيضِ) اين چنين معنا مي‌شود: از آميزش با زنان در ايّام عادت ماهيانه خود داري کنيد.

محقّق کرکي مي‌نويسد: «علماي اسلام بر اين مسأله، اجماع و توافق نظر دارند».[2] اين حکم در روايات نيز با صراحت بيان گرديده است. شخصي به نام فضل هاشمي مي‌گويد: از امام کاظم(عليه السلام) سؤال کردم، مردي با زنش در ايام عادت، مجامعت نموده است. فرمود: به درگاه خدا توبه نموده و تکرار ننمايد، گفتم آيا بايد تأديب شود؟ فرمود: حاکم اسلامي مي‌تواند تا بيست و پنج ضربه تازيانه (يک چهارم حدّ زاني) او را تأديب نمايد. «قَالَ يَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ لَا يَعُودُ قُلْتُ فَعَلَيْهِ أَدَبٌ قَالَ نَعَمْ خَمْسَةُ وَ عِشْرُونَ سَوْطاً رُبُعُ حَدِّ الزَّانِي».[3]

در روايات ديگري امام صادق‏(عليه السلام) از اجداد گرامي‌اش نقل مي‌کند که فرموده‌اند: بايد مرد از آميزش در ايام عادت ماهيانه پرهيز نمايد و اگر مجامعت نمود و حاصل آن فرزندي شد که مبتلا به مرض جذام يا برص (نوعي بيماري پوستي)[4] است، کسي غير از خود را ملامت ننمايد. اين جمله کنايه از اين است که مرد مقصر است. «فَإِنْ غَشِيَهَا فَخَرَجَ الْوَلَدُ مَجْذُوماً أَوْ أَبْرَصَ فَلَا يَلُومَنَّ إِلَّا نَفْسَهُ».[5]

هم‌چنين نقل شده، فرزندي سياه چهره را به حضور خليفه دوّم آوردند که پدرش او را از خود نفي مي‌نمود و مدعّي بود از او نيست. عُمر تصميم گرفت پدر را به جهت اتّهام بر مادر طفل، تعزير نمايد. در اين هنگام حضرت علي(عليه السلام) از آن مرد سؤال کرد آيا با مادر کودک در ايّام حيض مجامعت نمودي؟ آن مرد گفت: آري. حضرت فرمود: بدان جهت، فرزند، سياه چهره شده. «قَالَ(عليه السلام) لِذَلِكَ سَوَّدَهُ اللهُ فَقَالَ عُمَرُ لَوْ لَا عَلِيٌّ لَهَلَكَ عُمَرُ».[6]


--------------------------------------------------

1. مجمع البيان 2: 86، تفسير الکشّاف 1: 265، ابن عربي، احکام القرآن 1: 227.

2. جامع المقاصد 1: 320.

3. وسائل الشيعة 28: 378 باب 13، من ابواب بقية الحدود، ح2.

4. فرهنگ بزرگ سخن 2: 914.

5. وسائل الشيعة 2: 320 باب 24، من ابواب الحيض، ح10.

6. مستدرک الوسائل 2: 19 باب 19، من ابواب الحيض، ح9.


(193)

آثار منفي آميزش در ايّام عادت بر طفل، از امور مسلّم و معروف و زبانزد در ميان مردم است و نمونه‌هايي در تاريخ ذکر شده است.

مشهور است، هارون الرشيد خليفه عباسي، با کنيز خود در ايّام حيض آميزش نمود[1] و از آن فرزندي متولّد شد به نام عبدالله ملقّب به مأمون که خبث باطني و روح پليد او سبب گرديد تا امام علي بن موسي الرضا(عليه السلام) را به شهادت رساند.

کوتاه سخن اين‌که، آميزش در ايّام حيض در قرآن با عنوان «أذيً» (چيز آلوده و زيان آور) معرّفي شده است و در حقيقت با اين عبارت، فلسفة حکم اجتناب از آميزش جنسي زنان در اين حالت، بيان گرديده است.

براي زوجين و فرزند احتمالي آن‌ها ضررهاي غير قابل جبران دارد که طبّ امروز نيز آن‌را اثبات کرده است، از جمله، احتمال عقيم شدن مرد و زن و ايجاد يک محيط مساعد براي پرورش ميکروب و ابتلاي به بيماري‌هاي آميزشي. از اين رو، پزشکان آميزش جنسي با چنين زناني را ممنوع اعلام مي‌کنند .[2]

در تمام سفارش‌ها و توصيه‌هايي که از منبع پر فيض و بي‌کران علم امامان معصوم(عليهم السلام) بيان شده است، چه در قالب مستحبّ و واجب و چه در عنوان مکروه و حرام، آينده کودکي که به دنيا مي‌آيد، بسيار مورد نظر و عنايت است.

توجّه به جهان پر رمز و راز علّت‌ها و معلول‌ها، ما را به تعبّد و تقيّد بيش‌تر نسبت به دستورها و آموزه‌هاي با حکمت شرع، دعوت مي‌کند. آن‌چه در روايات به آن‌ها اشاره شده است، ريشه در مصلحت‌هاي انسان دارد که گاه بر ما پوشيده‌اند، ولي هر روز که مي‌گذرد برخي از اسرار آن‌ها آشکار مي‌گردد.

به هر حال، اين دستورها از وحي الهي سر چشمه مي‌گيرند و حکمت و علم الهي پشتوانه آن‌ها مي‌باشد. بنابراين متضمّن امور دنيوي و سعادت اخروي بيش‌تر خواهند بود و با پيشرفت علم و عقيم ماندن بسياري از مکاتب بشري، چهره واقعي اين توصيه‌ها و دستورها بيش از پيش بر همة جهانيان آشکار خواهد شد. ان شاء الله.


--------------------------------------------------

1. منتهي الآمال.

2. ر. ک: تفسير نمونه 2: 138، تفسير مواهب الرحمن 3: 321.