همايش ملی ديدگاه‌‌های علوم قرآنی آيت الله العظمی فاضل لنکرانی(قدس سره)
همايش ملی ديدگاه‌‌های علوم قرآنی آيت الله العظمی فاضل لنکرانی(قدس سره)
فراخوانی مقاله و اولویت های پژوهشی
فراخوانی مقاله و اولویت های پژوهشی
سخن موسس فقید
سخن موسس فقید
اصول صدر(جلد اول)



اصول صدر

ترجمه، شرح و تحقيق کتاب بحوث في علم الاصول

جلد اوّل




مقدمه

بسم الله الرحمن الرحيم

والحمد لله‌ ربّ العالمين وصلّى الله‌ على محمّد وآله الطاهرين

هرچند تاكنون كتاب‌هاى متعددى در زمينه اصول فقه نگاشته شده و در دسترس طالبان آن قرار گرفته است، ولى آثار اصولى استاد شهيد آيه‌الله‌ العظمى حاج سيد محمّدباقر صدر(قدس‌سره) درهاى جديدى را به سوى پژوهندگان اين علم گشوده است و اين مرهون ابتكارات و نوآورى‌هايى است كه آن شهيد بزرگوار(قدس‌سره) در علوم مختلف اسلامى از جمله اصول فقه از خود بروز و ظهور دادند.

كتاب «بحوث فى علم الاصول» كه يك دوره تقريرات كامل خارج اصول آن عزيز از دست‌رفته است، آينه‌اى براى رسيدن به آراى اصولى ايشان است كه با توجه به عربى بودن آن و پيچيدگى برخى از مباحثش، جاى خالى ترجمه‌اى روان و با حفظ امانتدارى در محتوا احساس مى‌شد كه بحمدالله‌ به اين مهم با همّت مركز فقهى ائمه اطهار(عليهم‌السلام) جامه عمل پوشانده شد و باعث خوشحالى اينجانب گرديد.

ضمن قدردانى از تمامى دست‌اندركاران اين اثر علمى، براى روح بلند آن شهيد والامقام ـ قدس الله‌ نفسه الزكيه وحشره الله‌ مع أجداده الطاهرين(عليهم‌السلام) ـ علوّ درجات مسئلت نموده و اميدوارم جويندگان علوم اسلامى از اين اثر علمى بهره‌مند گردند؛ ان شاء الله‌ تعالى.

8 جمادى الثانى 1439 هجرى قمرى
حوزه مباركه علميه قم، سيد محمود هاشمى شاهرودى




مقدمه معاونت پژوهش

بسم الله الرحمن الرحيم

بر پويندگان طريق اجتهاد روشن است كه امروزه پاسخ به بسيارى از شبهات در احكام فردى و اجتماعى مرهون تحقيقات عميق اصوليان معاصر است. بنا بر نقل برخى از تلامذه مرحوم آية الله‌ العظمى سيّد محمّدهادى ميلانى(قدس سرّه) ، بايد گفت: «مَن لا اُصول له لا فقه له» و دقيق‌تر و عميق‌تر بايد پذيرفت كه «مَن لا اُصول له، لا فقه ولا تفسير ولا عقائد له». از اين جهت براى تقويت بنيه فقهى حوزه‌هاى علميّه لازم است مباحث اصول به صورت هرچه دقيق‌تر مطرح و عناوين و ابواب جديدى به آن اضافه گردد.

در ميان اصوليان معاصر، مرحوم آية الله‌ العظمى سيّد محمّدباقر صدر ـ رضوان الله‌ تعالى عليه ـ از تبحّرى خاص و تسلّطى كم‌نظير بر اصول برخوردار بودند. ايشان ضمن آن‌كه شالوده و شاكله اصلى تحقيقات خويش را بر اخذ از اساتيد و گذشتگان قرار دادند، خود نيز نوآورى‌هاى متعدّدى در اين علم داشته است.

يكى از كتاب‌هايى كه متضمّن آراء و نظريات ايشان در علم اصول است، كتاب بحوث فى علم الاُصول به قلم حضرت آية الله‌ آقاى سيّد محمود شاهرودى ـ دامت بركاته ـ مى‌باشد. اين كتاب با قلم عربى و نسبتاً سنگين همراه با تعقيد است و از اين رو، لازم بود به فارسى ترجمه گردد. بحمد الله‌ در مركز فقهى ائمّه اطهار(عليهم‌السلام) اين كتاب توسّط محقّق ارزشمند جناب مستطاب حجّة الاسلام والمسلمين آقاى شيخ حسن مهدوى ـ دامت افاضاته ـ به فارسى به صورت دقيق تحت اشراف استاد معظّم حوزه علميّه قم، آية الله‌ شيخ هاشم نيازى ـ دامت بركاته ـ ترجمه گرديده است. اميد آن‌كه مورد استفاده محقّقان و پويندگان راه فقاهت و اجتهاد قرار گيرد، ان شاء الله‌.

قم ـ مركز فقهى ائمّه اطهار(عليهم‌السلام)
بخش پژوهش




پيش‌گفتار

پروردگار عالميان را هزاران سپاس و حمد بى‌پايان كه با لطف بى‌بديل و رحمانيت گسترده خويش، ما را به راه مستقيم خويش فرا خواند و از خوان كرامت و سفره احسان خود متنعّم نمود و آن‌گاه با رحمت عميق و واسعش، به راه راست ـ كه همان صراط ائمّه هدى(عليهم‌السلام) است ـ ، هدايت فرمود.

شكر ذرّه‌اى از اين نعمت وافر و فاخر در توان عبد نيست، چه رسد به آن‌كه نعمت‌هاى فاخرترى به آن ضميمه شوند و عطايايى همچون توفيق طلبگى و قدم نهادن در راه فقاهت و علم‌اندوزى در مسير دين، به او عنايت گردند.

پس نه اين حقير كه متنعّم به اين نعمت بزرگ گرديده‌ام، توان شكر و حمد تامّ او را دارم و نه آن عظيم با آن رحمت و غفران بى‌نهايتش، چنين تكليفى بر عهده من نهاده است، كه خود فرمود: «لاَ يُكَلِّفُ الله‌ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَهَا»؛(1) ليكن از باب «لا يَسقُطُ المَيسورُ بِالمعسور»، عزم حقير بر آن شد كه در حدّ توان، نعمت ارزانى شده به خويش را با استفاده از نوشتن اظهار كنم و از اين طريق، شكر ذرّه‌اى از آن را به درگاه جبروتى‌حضرت حق، به جاى آورم.

از اين رو، با استعانت از ذات ازلى خداوند سبحان و توسّل به ساحت مقدّس حضرت بقيّة الله‌ الأعظم(عج)، بيش از سيزده سال از عمر خود را در نگاشتن كتاب حاضر سپرى كرده، براى هرچه مفيدتر بودن آن سعى خود را به كار گرفتم تا شايد از اين ره‌گذر، عنايتى ويژه از جانب دوست، شامل حالم گردد.

سخنى درباره شهيد صدر

بى‌ترديد، آيه‌الله‌ شهيد سيّد محمّدباقر صدر(رحمه‌الله) يكى از اعجوبه‌هاى علمى معاصر است كه در طول زندگانى كوتاه خود، به گسترش مرزهاى دانش كمك فراوان كرد و با ارائه نظريّه‌هاى نوين در علوم گوناگون از قبيل: فقه، اصول، فلسفه، منطق، عقايد، علوم قرآنى، تاريخ، قانون، سياست و اقتصاد، نقش بسزايى در پيشبرد اهداف عالى مكتب تشيّع ايفا كرد. هرچند او در سال 1359 شمسى در چهل و شش سالگى به دست صدام جنايتكار به درجه رفيع شهادت نائل شد، امّا نبوغ علمى و ذهنى وى موجب گرديد كه در همين مدّت كوتاه، آثار جاودان و گران‌سنگى از ايشان به يادگار بماند كه پس از حدود شصت سال، هنوز مرجع علمى طلاّب و پژوهشگران علوم مختلف قرار دارند.

يكى از اين آثار مهمّ شهيد صدر، بحث‌هاى اصولى آن بزرگوار است كه در جلسات درسى وى در حوزه علميّه نجف، ارائه گرديده و برخى از شاگردان اهل قلم ايشان، اين مباحث را در قالب تقريرات به رشته تحرير در آورده و گنجينه بزرگى را از ديدگاه‌هاى علمى آن شهيد به يادگار گذاشته‌اند، كه از جمله مى‌توان به تقريرات آية الله‌ سيّد محمود شاهرودى با نام بحوث فى علم الاُصول، تقريرات آية الله‌ شيخ حسن عبد الساتر با همين نام و تقريرات آية الله‌ سيّد كاظم حائرى با نام مباحث فى علم الاُصول اشاره كرد، كه طبق شيوه مرسوم در حوزه‌هاى علميّه، همه آنها به زبان عربى هستند.

هدف از نگارش اين اثر

اين‌جانب، چند سالى افتخار حضور در مركز فقهى ائمّه اطهار(عليهم‌السلام) و شركت در درس خارج اصول استاد بزرگوار آية الله‌ نيازى ـ دام ظلّه ـ را يافتم و از آن‌جا كه ايشان سبك درسى خاص و عنايت ويژه‌اى به ديدگاه‌هاى شهيد صدر داشتند، با كتاب بحوث فى علم الاُصول كه به قلم آية الله‌ سيّد محمود شاهرودى ـ حفظه الله‌ ـ تقرير گرديده است، آشنا شدم و به تدريج، با آن انس بسيار گرفتم. از اين رو، پس از مدّتى اين نكته به ذهنم رسيد كه بسيارى از طلاّب، دانشجويان و پژوهشگرانى هستند كه نياز فراوان به آشنايى با ديدگاه‌هاى اصولى شهيد صدر دارند؛ ولى به‌خاطر بيگانه بودن با متون عربى و يا دشوار بودن برخى از آنها و يا نقصان‌هايى كه در برخى از تقريرات وجود دارد، زمينه دسترس آسان به اين ديدگاه‌ها برايشان فراهم نيست.

از اين رو با استعانت از خداوند متعال و طلب عنايت از محضر حضرت ولىّ عصر(عج) و نيز تشويق و ترغيب مسئولان و اساتيد محترم مركز فقهى ائمّه اطهار(عليهم‌السلام) ، از همان سال‌هاى آغازين، ترجمه و شرح مختصرى از كتابِ ياد شده را بر اساس راهنمايى‌هاى اساتيد گران‌قدر آغاز نمودم و آن را به انجام رساندم و با گذشت زمان كه بر اندوخته‌ها و تجربياتم افزوده شد، به بازبينى و اصلاح جزوات قبلى پرداختم تا اين‌كه پس از حدود سيزده سال، به لطف ايزد منّان، اين تلاش به ثمر نشست و اين مجموعه جهت ارائه به جامعه علمى كشور آماده گرديد. اميد است كه اين اثر بتواند سهم شايسته‌اى در زمينه آشنايى هرچه بيشتر انديشمندان فارسى‌زبان با انديشه‌هاى شهيد صدر ايفا كند.

ويژگى‌هاى محتوايى اين اثر

همان‌گونه كه گذشت، آنچه در پيش روست، مباحثى است كه خداوند متعال توفيق آموختن آن را در محضر استاد ارجمند، آية الله‌ شيخ هاشم نيازى ـ دام ظلّه ـ به اين حقير عنايت كرده است. اين اثر، ترجمه و توضيح مباحث اصولى آية الله‌ العظمى سيّد محمّدباقر صدر(رحمه‌الله) است كه توسّط آية الله‌ سيّد محمود شاهرودى در كتاب بحوث فى علم الاُصول نقل شده است.

اين مجموعه، شامل هفت جلد است كه سه جلد اوّل آن درباره «مباحث دليل لفظى» و سه جلد بعدى آن درباره «حجج و امارات» است و جلد هفتم آن به «تعادل و تراجيح» اختصاص دارد. طبيعى است كه هر يك از اين عناوين نيز به فصل‌ها، گفتارها و مطالب گوناگونى تقسيم مى‌شود. افزون بر اين، شرح و توضيحات و تعليقات استاد نيازى و خود اين‌جانب نيز به همراه نشانى و ارجاعات، در پاورقى‌ها ذكر شده‌اند.

ذكر اين نكته لازم است كه در بسيارى از موارد براى توضيح بيشتر و صحيح‌تر، از ساير تقريرات درس شهيد صدر مانند مباحث فى علم الاُصول (تقرير آية الله‌ سيّد كاظم حائرى) و بحوث فى علم الاُصول (تقرير آية الله‌ شيخ حسن عبد الساتر) استفاده شده كه در بيشتر موارد، نشانى آنها نيز پس از پايان توضيحات در پاورقى آمده است.

ويژگى‌هاى شكلى و ساختارى اين اثر

1. از آن‌جا كه اين مباحث در طول ساليان متمادى به رشته تحرير درآمده است، چه بسا در برخى از موارد، از ساختار يك‌نواخت و هماهنگى برخوردار نباشد. مثلاً ممكن است در برخى از بخش‌هاى كتاب، توضيحات شخصى اين‌جانب يا توضيحات استاد، با حجم زياد و در برخى از بخش‌ها كم‌حجم باشند.

2. اين نوشتار، يك ترجمه آزاد از كتاب بحوث است نه يك ترجمه تحت اللفظى؛ زيرا هدف، آن بوده است كه مطلب، هرچه بيشتر براى خواننده عزيز مفهوم‌تر باشد. از اين رو، اصرارى بر ترجمه تحت اللفظى بسيارى از لغات نبوده و گاهى حتّى يك جمله از كتاب، حذف و جمله ديگرى به جاى آن در ترجمه آمده است و يا گاهى جملات توضيحى در ادامه ترجمه برخى از قسمت‌ها اضافه شده كه در متن كتاب وجود ندارد و گاهى كلمات يا جملات اضافى، درون كروشه قرار گرفته است. در برخى موارد نيز برداشت كلّى از جملات آورده شده است. البتّه در تمام موارد، همه اهتمام بر اين بوده است كه اصل مطلب، تغييرى نيابد. به همين جهت، در مواردى كه مطالب دقيقى مطرح بوده است، بيشتر بر ترجمه‌هاى تحت اللفظى تأكيد شده است تا قضاوت نهايى بر عهده خواننده گرامى قرار بگيرد.

3. در اين مجموعه، كوشش شده است كه همه موارد نقل شده از ديگران، مستند گردند و نشانى مطالب ذكر شود. از اين رو، علاوه بر نشانى‌هايى كه در كتاب بحوث وجود دارند، نشانى‌هاى بسيارى افزوده شده‌اند. البتّه از آن‌جا كه نشانى‌هاى ثبت شده در خود كتاب بحوث، قديمى و گاهى از دسترس طلاّب خارج‌اند، تلاش كردم تا اين نشانى‌ها را با استفاده از نرم‌افزار اصول فقه و چاپ‌هاى جديد، به روز شده در دسترس پژوهشگران محترم قرار دهم. از اين رو، ممكن است نشانى‌هايى كه در كتاب اصلى درج شده، با نشانى‌هايى كه در ترجمه و شرح وجود دارند، تفاوت داشته باشند. همچنين در بسيارى از موارد، علاوه بر درج نشانى، بخشى از متن كتاب مرجع نيز آورده شده است تا پژوهشگران محترم بتوانند به آسانى آن را از طريق برنامه‌هاى رايانه‌اى و يا اينترنت جستجو كنند.

4. هنگام نشانى دادن به كتاب‌هايى كه نام مشابهى دارند، براى جلوگيرى از اشتباه، از نام مقرّر نيز استفاده شده است، مانند «بحوث فى علم الاُصول» كه تقرير بحث‌هاى شهيد صدر است و يك بار توسّط آية الله‌ شاهرودى و بار ديگر توسّط آية الله‌ عبد الساتر تقرير شده است.

5. مطالب اين مجموعه در سه جزء: مباحث الفاظ، مباحث حجج و امارات و مباحث مربوط به تعادل و تراجيح قرار گرفته‌اند. هر يك از اين سه جزء نيز به چندين بخش و هر بخش به چندين فصل و هر يك از فصل‌ها به گفتارهاى متعدّد تقسيم مى‌گردد. لازم به ذكر است كه انتخاب عنوان «جزء»، «بخش»، «فصل»، «گفتار» و... براى مطالب اين مجموعه، بر اساس ساختار كتاب بحوث نبوده است؛ بلكه بر اساس استانداردهاى لازم در تدوين كتاب، انجام شده است.

6. براى سهولت و دسترس هرچه بيشتر خواننده گرامى به متن اصلى كتاب، نشانى متن در پاورقى با علامت ستاره مشخّص شده است. البتّه شايد در برخى موارد، اين علامت چند كلمه‌اى جابه‌جا شده باشد تا بر سر پاراگراف يا عنوان قرار بگيرد.

7. با توجّه به اين‌كه مجموعه هفت جلدى به مرور زمان به چاپ رسيد، در مواردى كه مقرّر محترم از جلدهاى بعدى يا قبلى مطلبى را نقل كرده است، امكان ارجاع‌دهى به خود ترجمه وجود نداشت؛ زيرا هنوز صفحه‌بندى همه جلدها انجام نشده و شماره دقيق صفحه معلوم نبود. از اين رو، در اين‌گونه موارد به خود كتاب بحوث ارجاع داده شده است، كه البتّه خواننده محترم از طريق نشانى‌هاى كتاب بحوث كه در پاورقى‌ها با ستاره (*) مشخّص شده‌اند، به آسانى مى‌تواند بدون مراجعه به متن اصلى، مطلب مورد نظر را در ترجمه پيدا كند.

8. از آن‌جا كه تحرير و تنظيم اين مجموعه بيش از سيزده سال طول كشيده و معمولاً كارهاى پرحجم و گسترده از خطا و اشتباه مصون نيستند، از خوانندگان محترم تقاضا مى‌شود در صورت برخورد با هرگونه جا اُفتادگى، ترجمه اشتباه، نشانى غلط و يا هر مطلب نادرست ديگر، مراتب را به ايميل اين حقير (MAHDAVISS31@YAHOO.com)اطّلاع دهند و يا با مركز فقهى ائمّه اطهار(عليهم‌السلام) مكاتبه نمايند.

سپاس‌گزارى

در پايان، از همه كسانى كه در اين تلاش، ياور اين‌جانب بوده‌اند، از جمله استاد معظّم آية الله‌ شيخ هاشم نيازى كه نقش محورى در اين كار داشتند، آيه‌الله‌ حاج شيخ محمّدجواد فاضل لنكرانى رياست مركز فقهى ائمّه اطهار(عليهم‌السلام) ، حجّة الإسلام و المسلمين حاج شيخ رضا فاضل كاشانى مديريت مركز فقهى ائمّه اطهار(عليهم‌السلام) ، پدر بزرگوارم حجّة الإسلام و المسلمين رضاعلى مهدوى و حجّة الإسلام والمسلمين محمّدعلى قاسمى ـ حفظهم الله‌ ـ و نيز همه عزيزانى كه در اين راه، تشويقگر اين‌جانب بوده و بنده را يارى كرده‌اند، بويژه مادر و همسر گران‌قدرم صميمانه قدردانى و تشكّر مى‌نمايم.

اميد است اين تلاش ناچيز، مورد قبول خداوند متعال و عنايت حضرت ولىّ عصر(عج) قرار بگيرد و ذخيره‌اى براى آخرت اين بنده ناچيز باشد.

حسن مهدوى
شهريور 97




مقدّمه مقرّر*

الحمد للّه‌ ربّ العالمين، و الصلاة و السلام على خير خلقه محمّد و آله الطيّبين الطاهرين

اين كتاب، آخرين بخش از بحوث فى علم الاُصول است كه به دنبال بخش گذشته ـ كه «تعارض ادلّه شرعى» ناميده شد ـ مى‌آيد.(2) اين جلد، بخش نخست از آن مباحثى به شمار مى‌رود كه ما بر اساس روش درس‌هاى سطوح عالى اصول، در محضر مولاى شريف و آقاى خود، حضرت آية الله‌ العظمى سيّد محمّدباقر صدر ـ كه خداوند، سايه‌اش را بر سر مسلمانان پاينده بدارد ـ آموخته‌ايم.

حضرت استاد در اين درس‌ها، هم به مضمون، اهتمام بسيار داشتند و هم به روش و ساختار. از اين رو فقط به ارائه ديدگاه‌ها و نظريّات اصولى خود به روش‌هاى تقليدى ـ كه در كتاب‌ها و درس‌هاى ديگر آمده‌اند و موجب سردرگمى انسان مى‌شوند و گويا بحث‌هاى پراكنده‌اى هستند كه هيچ ارتباط روشنى ميان آنها نيست ـ بسنده نكرده‌اند؛ بلكه به روشمندى و ساختار بحث‌ها نيز توجّه نموده‌اند، به گونه‌اى كه جايگاه فنّى و طبيعى هر مسئله مشخّص شده است؛ زيرا باور ايشان اين بود كه اين ساختار، زمينه را براى ارائه يك صورت روشن‌تر از محتوا و پژوهش درباره آن فراهم مى‌كند. البتّه با اين وجود، ايشان به طور كلّى ملتزم بودند روشى كه در ارائه اين مباحث به كار مى‌برند، از روش مألوف دور نگردد، هر چند اين كار موجب مى‌شد كه از برخى خوبى‌هاى روش بهتر، چشم‌پوشى كنند و اين به‌خاطر آن بود كه طلبه بتواند [به آسانى] هر يك از اين مباحث را بر روش مرسوم در نوشته‌ها، تطبيق نمايد.

بر اين اساس، اين بخش، شامل همه بحث‌هايى است كه در مقدّمه كتاب كفاية الاُصول ذكر شده‌اند و سيزده نكته را در بر دارند.

**ما اين مباحث را به صورت زير تقسيم كرده‌ايم:

1. درآمد كه شامل گفتگو درباره تعريف علم اصول و تعيين موضوع و تقسيم مباحث آن است.

2. مباحث مقدّماتى الفاظ كه شامل گفتگو درباره وضع و پيوند موجود ميان لفظ و معنا و اقسام آن و احكام هر قسم و نيز وسايل اثبات و تشخيص نوع پيوند در موارد شك و ترديد هستند (علائم حقيقت و مجاز).

3. مباحث لغوى كه بر اساس روش صحيح، به بحث‌هاى لفظى اصولى باز مى‌گردند و بحث‌هايى هستند كه به تشخيص مفاد حروف و هيئت‌ها و مشتقّات مربوط مى‌شوند؛ زيرا اين بحث‌ها امروزه بخش وسيعى از مباحث علم اصول را فرا گرفته و نقش مهمّى در برخى از مسائل اصولى ديگر دارند؛ ليكن به‌خاطر روش نادرست و معهود نبودن بحث‌هاى گسترده درباره اين مسائل، در درس‌هاى اصولى قديمى، گفتگو درباره آنها را به عنوان يك بحث مقدّماتى لغوى و به هنگام تقسيم مدلول كلمه به چيزى كه بر معناى غير مستقل و چيزى كه بر معناى مستقل دلالت مى‌كند، مى‌آوردند. به همين جهت، عالمان اصولى متأخّر نيز اين مباحث را به عنوان بحث‌هاى مقدّماتى در مقدّمه علم اصول ذكر نموده‌اند. اين، در حالى است كه اين مسائل با وضعيت كنونى‌شان، همانند قواعد مشتركى كه نقشى مهم در چگونگى استنباط حكم شرعى از ادلّه لفظى دارند، از مهم‌ترين مباحث اصولى مرتبط با دليل لفظى به شمار مى‌روند.

بر اين اساس، ما تصميم گرفتيم كه بحث درباره مفاد حروف و هيئت‌ها و مشتقّات را در ضمن مسائل اصولى و مباحث الفاظ مندرج كنيم.

در پايان، از خداى توانا ـ سبحانه و تعالى ـ درخواست مى‌كنم كه مرا به تأليف و انتشار كامل حلقه‌هاى اين درس موفّق بدارد. همچنين از او مسئلت مى‌دارم كه بر ما و عموم مسلمانان منّت گذارد و بر طول عمر سيّد استاد بيفزايد و ما را از افاده‌هاى گهربارش بهرمند سازد. به درستى كه او صاحب توفيق است.

نجف اشرف
1396قمرى





1. سوره بقره: آيه 286.

*. بحوث فى علم الاُصول: ج1 ص15.

2. با توجّه به اين‏كه مقرّر محترم آية الله هاشمى شاهرودى ابتدا جلد هفتم اين مجموعه را به رشته تحرير درآورده، در اين‏جا به مباحث آن جلد اشاره كرده‏اند. (مترجم)

**. بحوث فى علم الاُصول: ج1 ص16.



فهرست مطالب

مقدّمه معاونت پژوهشى7
پيش‌گفتار9
سخنى درباره شهيد صدر10
هدف از نگارش اين اثر10
ويژگى‌هاى محتوايى اين اثر11
ويژگى‌هاى شكلى و ساختارى اين اثر12
سپاس‌گزارى14
مقدّمه مقرّر15
درآمــد19
فصل اوّل: تعريف علم اصول21
تعريف ابتدايى22
سه اشكال22
بررسى اشكال اوّل: مقدار شمول تعريف بر اصول عمليّه23
دو راهكار ديگر براى دفع اشكال24
بررسى اشكال دوم: نقض تعريف به وسيله قواعد فقهى25
ديدگاه برگزيده درباره اشكال دوم28
بررسى اشكال سوم: نقض بر تعريف به‌وسيله مسائل لغت و رجال32
تعريف برگزيده39
فصل دوم: موضوع علم اصول45
موضوع علم45
ضرورت وجود موضوع براى هر علم45
ديدگاه برگزيده53
عرض ذاتى و عرض غريب55
اشكال محقّق عراقى به تعريف عرض ذاتى55
نقد سخن محقّق عراقى58
آنچه در مسائل علم درباره آن بحث مى‌شود68
موضوع علم اصول71
فصل سوم: تقسيم علم اصول73
تقسيم معروف73
تقسيم پيشنهادى براى علم اصول76
1. تقسيم به لحاظ نوع دليليّت76
2. تقسيم به لحاظ نوع دليل78
بررسى جهت اوّل79
بررسى جهت دوم79
بررسى جهت سوم80
مقايسه دو تقسيم با يكديگر81
جزء اوّل: مباحث دليل لفظى83
بخش اوّل: گفتارهاى مقدّماتى الفاظ85
تقسيم‌بندى بحث87
فصل اوّل: دلالت لفظى و تفسير آن91
گفتار اوّل: ديدگاه كلّى درباره دلالت لفظ بر معناى حقيقى93
مطلب اوّل: تفسير و تبيين پيوند وضعى94
حقيقت وضع95
1. نظريّه اعتبار98
روش‌هاى گوناگون براى نظريّه اعتبار98
2. نظريّه تعهّد104
ويژگى‌هاى نظريّه تعهّد105
نقد ما بر نظريّه تعهّد106
3. ديدگاه برگزيده درباره حقيقت وضع109
ويژگى‌هاى ديدگاه برگزيده111
مطلب دوم: تشخيص واضع113
ادلّه خدايى بودن وضع113
مناقشه در خدايى بودن وضع114
مبعّدهايى كه بشرى بودن وضع دارد114
پيشنهاد نهايى درباره تشخيص واضع115
مطلب سوم: اقسام وضع116
1. تقسيم اوّل117
قطعى بودن قسم اوّل و قسم دوم117
بررسى قسم سوم: وضع عام و موضوعٌ له خاص118
نقد ديدگاه محقّق عراقى126
روش صحيح براى تصوير «وضع عام و موضوعٌ له خاص»129
بررسى قسم چهارم: وضع خاص و موضوعٌ له عام131
بررسى تحقّق اقسام چهارگانه در خارج131
2. تقسيم دوم132
3. تقسيم سوم133
اشكالات وضع استعمالى140
اقسام تقييد در وضع144
مطلب چهارم: تبعيت دلالت از اراده146
آيا دلالت وضعى، تصوّرى است يا تصديقى؟146
عدم توقّف دلالت بر اراده149
عدم اخذ اراده به عنوان قيد مدلول وضعى154
دو اشكال ديگر از محقّق خراسانى155
ردّ اين دو اشكال155
مطلب پنجم: اشتراك دو پيوند وضعى در يك طرف158
جهت اوّل: مقدار نياز به اشتراك159
اشكال‌هايى كه به اشتراك واردند160
اشكال‌هايى كه به اشتراك، وارد نيستند162
جهت دوم: عدم منافات اشتراك با حكمت وضع165
جهت سوم: حدّ امكان اشتراك دو پيوند وضعى در يك طرف165
گفتار دوم: نظريّه دلالت لفظ بر معناى مجازى167
مطلب اوّل: حقيقت مدلول مجازى167
مطلب دوم: اندازه نيازمندى مجاز به وضع171
نكته اوّل. منشأ دلالت بر مجاز171
نكته دوم. تصحيح كننده استعمال مجازى176
نكته سوم. منشأ دلالت مجازى بر اساس مسلك تعهّد177
نكته چهارم. وضع مقيّد به قرينه179
نكته پنجم. تعيين مراد از معناى مجازى180
فصل دوم: نظريّه استعمال183
گفتار اوّل: حقيقت استعمال187
گفتار دوم: مقوّم‌هاى استعمال و شروط آن191
آيينه بودن و علامت بودن193
تفسير پديده آيينه بودن194
گفتار سوم: مقايسه ميان استعمال و ايجاد205
گفتار چهارم: تطبيقات209
1. استعمالى كه به وسيله آن، وضع انجام شود209
2. اطلاق لفظ و اراده كردن شخص آن209
3. اطلاق لفظ و اراده كردن نوع آن213
4. استعمال لفظ در بيش از يك معن215
جهت اوّل: مراد از تعدّد معنا215
جهت دوم: امكان استعمال مفرد در بيش از يك معنا218
جهت سوم: صحّت استعمال مفرد در بيش از يك معن224
ديدگاه نهايى226
جهت چهارم: استعمال مثنّى و جمع در بيش از يك معنا227
اشكال‌هاى روش اوّل228
فصل سوم: نشانه‌هاى حقيقى بودن معنا و تشخيص معناى موضوعٌ له233
1. تبادر235
اشكال اوّل درباره تبادر235
اشكال دوم درباره تبادر241
2. صحّت حمل242
اشكال به نشانه بودن صحّت حمل اوّلى و شايع243
پاسخ اشكال به نشانه بودن حمل اوّلى245
پاسخ اشكال به نشانه بودن حمل ثانوى245
ديدگاه برگزيده246
صحّت حمل نزد عالم به زبان247
3. اطّراد (شيوع)247
اثر عملى براى نشانه‌هاى حقيقت251
تعارض حالت‌ها251
فصل چهارم: تطبيقات مورد اختلاف255
گفتار اوّل: حقيقت شرعيّه259
مطلب اوّل. ثبوت حقيقت شرعيّه259
مرحله اوّل259
مرحله دوم262
مرحله سوم262
بيان تقريب صحيح263
خلاصه مطلب268
مطلب دوم: ثمره پذيرفتن حقيقت شرعيّه268
گفتار دوم: صحيح و اعم271
1. اسامى عبادات271
مطلب اوّل: رابطه صحيح و اعم با حقيقت شرعيّه271
مطلب دوم: معناى صحّت و فساد275
مطلب سوم: تصوير معناى جامع در دو ديدگاه280
يك . تصوير جامع براى افراد صحيح281
پاسخ اوّل282
پاسخ دوم286
پاسخ سوم289
پاسخ چهارم (جامع ابهامى)291
دو . تصوير جامع اعم293
مطلب چهارم: ثمره نزاع در اسامى عبادات296
مطلب پنجم: ادلّه دو ديدگاه300
يك. ادلّه ديدگاه به وضع لفظ براى اعم300
دليل اوّل300
اثبات جنبه سلبى301
اثبات جنبه ايجابى302
دليل دوم305
دليل سوم305
دليل چهارم306
دليل پنجم306
دليل ششم307
دو. ادلّه ديدگاه وضع لفظ براى صحيح310
دليل اوّل310
دليل دوم311
دليل سوم311
دليل چهارم312
مطلب ششم: ديدگاه برگزيده در اسامى عبادات312
2. اسامى معاملات314
مطلب اوّل: بررسى شيوه نزاع در اسامى معاملات314
مطلب دوم: تصوير نزاع در معامله به معناى مسبّب315
مطلب سوم: ثمره نزاع در اسامى معاملات316
مطلب چهارم: عدم ترتّب ثمره در معامله به معناى مسبّب318
مطلب پنجم: وضع اسامى معاملات براى سبب يا مسبّب؟319
مطلب ششم: ديدگاه ما درباره اسامى معاملات321
بخش دوم: گفتارهاى تحليلى الفاظ323
مقدّمه: معانى حروف337
مقدّمه339
گفتار اوّل: گرايش‌هاى معروف درباره معناى حرفى341
1. نشانه بودن حروف341
2. آلى بودن معناى حرفى343
3. نسبى بودن معناى حرفى350
گفتار دوم: تفسيرهاى گوناگون درباره نسبيت معناى حرفى359
1. ايجادى بودن معناى حرفى359
مناقشه سيّد استاد در ايجادى بودن حروف359
توضيح ايجادى بودن حروف360
مناقشه محقّق عراقى در ايجادى بودن حروف361
مناقشه‌هايى ديگر از محقّق عراقى و پاسخ آنه363
2. وضع حروف براى وجود رابط365
توضيح مقصود از وجود رابط366
3. وضع حروف براى تحصيص369
4. وضع حروف براى اَعراض نسبى372
اشكال‌هاى اين ديدگاه373
گفتار سوم: ديدگاه برگزيده375
مرحله اوّل: تعديل و تصحيح گرايش سوم375
مرحله دوم: تحليلى بودن معانى نسبى حروف377
مرحله سوم: وضع حروف در نسبت‌هاى اوّلى و ثانوى380
چكيده382
فصل دوم: معانى هيئت‌ها385
گفتار اوّل: هيئت‌هاى جمله‌اى389
1. جمله‌هاى ناقص389
2. جمله‌هاى تامّ خبرى392
چگونگى ناقص يا تام شدن نسبت397
يك. جمله خبرى اسميّه398
دو. جمله خبرى فعليّه403
سه. جمله خبرى مزدوجه404
بررسى مرحله اوّل: تشكيل جمله‌هاى مزدوجه از دو جمله404
بررسى مرحله دوم: تصوّر تصادق در جمله بزرگ‌تر407
نكته: تشخيص آنچه بر نسبت خبرى دلالت مى‌كند408
انواع نسبت ناقص409
مقايسه نسبت توصيفى با اضافه409
مقايسه نسبت اضافى با حروف410
حقيقت تفاوت ميان اضافه و حرف412
ديدگاه اوّل412
ديدگاه دوم414
ديدگاه سوم415
ديدگاه چهارم416
ديدگاه پنجم419
تفسير محقّق عراقى درباره نسبت تام و نسبت ناقص422
نقد تفسير محقّق عراقى423
عدم وضع جمله‌هاى تام براى قصد حكايت426
3. جمله‌هاى تامّ انشايى428
جهت اوّل: ايجادى بودن معانى انشايى428
تفسيرهاى گوناگون براى ايجادى بودن جمله‌هاى انشايى428
يك. ايجاديت به معناى توليد429
نقد تفسير اوّل430
دو. ايجاديت به معناى عدم قصد حكايت432
نقد تفسير دوم432
سه. ايجاديت و مدلول تصديقى433
نقد تفسير سوم434
چهار. ايجاديت با نگاه تصوّرى435
نقد تفسير چهارم436
آيا ايجاديت و حكائيت در مدلول وضعى جملات اخذ شده‌اند؟437
جهت دوم: تشخيص مدلول تصوّرى جمله‌هاى انشايى438
مرحله دوم: جمله‌هاى خبرى استعمال شده در انشا447
بررسى نكته اوّل447
بررسى نكته دوم449
نتيجه‌گيرى450
4. جمله شرطى453
گفتار دوم: هيئت‌هاى اِفرادى457
1. هيئت فعل458
فرضيّه اوّل461
فرضيّه دوم466
مفاد هيئت فعل امر468
ديدگاه يكى از نحويان درباره فعل امر469
نقد اين ديدگاه470
كلام محقّق نائينى درباره هيئت فعل471
نقد كلام محقّق نائينى472
2. هيئت مصدر473
3. هيئت مشتقّات484
ديدگاه‌هاى موجود درباره بسيط يا مركّب بودن مشتق485
بررسى ديدگاه اوّل486
ادلّه‌اى براى ادّعاى سلبى487
تفسيرهايى براى ادّعاى ايجابى490
بررسى ديدگاه دوم497
بررسى ديدگاه سوم498
بررسى ديدگاه چهارم501
ادلّه ديدگاه چهارم501
مناقشه در ديدگاه چهارم503
بررسى فرض اوّل503
بررسى فرض دوم506
ديدگاه برگزيده510
نوع تلبّسى كه در مشتق اخذ شده است511
4. هيئت مركّبات (وضع مجموع كلّى براى مركّبّ)512
5. هيئت مبهمات (اسم‌هاى مبهم)514
گفتار سوم: چگونگى وضع در حروف و هيئت‌ها519
1. از جهت معناى موضوعٌ له519
تصوّر وضع عام و موضوعٌ له عام در حروف523
2. از جهت لفظ وضع شده526
اشكال ثبوتى527
اشكال اثباتى528
گفتار چهارم: ثمره‌هاى عملى بحث درباره مفاد حروف و هيئت‌ها531
1. امكان يا امتناع بازگشت قيد به مدلول هيئت531
بررسى وجه اوّل: مانعيت جزئيت از تقييد532
پاسخ‌هاى ديگر534
ردّ پاسخ‌ها535
بررسى وجه دوم: مانعيت آليّت از تقييد539
2. امكان يا امتناع تمسّك به اطلاق مدلول هيئت543
3. تمسّك به اطلاق موضوع در جمله تام و عدم تمسّك در جمله ناقص544
بخش سوم: گفتارهاى لغوى الفاظ547
مقدّمه549
فصل: مشتق551
مقدّمه553
مشتق از نگاه اصوليان553
بررسى الفاظ جامد556
اسم‌هاى مشتق560
اوصاف اشتقاقى560
مراد از واژه «حال»565
تصوير معناى كلّى براى مشتق در دو ديدگاه568
ديدگاه برگزيده درباره معناى مشتق572
ادلّه وضع مشتق براى متلبّس572
1. تبادر572
ديدگاه برگزيده573
2. تضاد ميان مشتقّات575
3. صحّت سلب575
4. تناقض ميان بساطت مشتق و وضع آن براى اعم576
تفصيل ميان برخى از مشتقّات با برخى ديگر577
مقتضاى اصل عملى هنگام شك در معناى مشتق580
1. حكم اصل در مسئله اصولى580
2. حكم اصل در مسئله فقهى581
نكته پايانى585
فهرست منابع587